پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦٠ - خطبه در يك نگاه
ايراد فرمود كه گروهى از خوارج كه خود پيشنهاد «حكميت» را در «صفّين» كرده بودند، از آن بازگشتند، و شعار «لا حكم الّا للّه» (حكميت مخصوص خداست!) را سر دادند، و به طور بىشرمانهاى به امام عليه السّلام پيشنهاد كردند كه او هم اعتراف به كفر كند و سپس توبه نمايد (تا به او بپيوندند و براى جنگ با شاميان آماده شوند).
امام عليه السّلام در پاسخ آنها فرمود: «طوفانى (از بلاها) بر شما مسلّط شود و همه شما نابود شويد! اين چه پيشنهادى است كه به من مىكنيد؟! آيا بعد از ايمانم به خدا و جهادم با رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به كفر خويش گواهى دهم؟! اگر چنين كنم گمراه شدهام و از هدايت يافتگان نخواهم بود» (أصابكم حاصب، و لا بقي منكم آثر، أبعد إيماني باللّه و جهادي مع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، أشهد على نفسي بالكفر! لقد «ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ»).
چه دردناك است انسانى همچون على عليه السّلام كه اولين مرد مؤمن به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و در تمام غزوات- جز در مواقع استثنايى آن هم به فرمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم- شركت داشته و بالاترين ايثار و فداكارى را در راه اسلام نموده، و درخت برومند اسلام و شجره توحيد با زبان و شمشير او آبيارى شده است، در چنگال گروهى احمق و نادان گرفتار شود كه به او پيشنهاد اعتراف به كفر كنند، سپس كفاره نادانيها و حماقتهاى خود را از او بطلبند؟! شايد در طول تاريخ اسلام چنين صحنه دردناكى وجود نداشته است، و هرگز انسانى با اين فضيلت و شرافت در چنگال قومى نادان با اين فضيحت و رذيلت گرفتار نشده. اينجاست كه بايد اعتراف كرد كه على عليه السّلام از همه مظلومتر بوده و هست! آرى همان گونه كه در ذيل خطبه گذشته، نيز در شرح جمله «فانّي ولدت على الفطرة و سبقت إلى الإيمان و الهجرة، من بر فطرت توحيد تولّد يافتم و به ايمان و هجرت سبقت جستم» آمد، شواهد و مدارك زيادى از دانشمندان شيعه و اهل سنّت گواهى مىدهد كه على عليه السّلام پيشگام در ايمان و از پيشگامان در هجرت بود، در آغوش پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرورش يافت و لحظهاى به خدا شرك نورزيد و