آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٠ - اخبار اين باب
رو بابليس آمد كه با مشركى دست بر دست بود و چون جبرئيل ٧ را ديد دستش را كشيد و با پيروانش گريخت، آن مرد گفت: اى سراقه تو پناه ما بودى، گفت: من بينم، آنچه شما نبينيد و آن وقت بود كه فرشتهها را ديد «راستش من ميترسم از خدا، خدا سخت كيفر است».
١٧٥- ٣: ١٩٠ ..: و از رفاعه انصارى كه چون ابليس ديد فرشتهها با بتپرستان چه ميكنند در روز بدر ترسيد كه كشتار بدو رسد و حارث بن هشام بگمان اينكه سراقة بن مالك است بدو چسبيد و او مشتى بسينه او زد و او را انداخت و گريخت تا خود را بدريا افكند و دو دست برداشت و گفت بار خدايا من از تو خواهش دارم مهلتى كه بمن دادى.
١٧٦- مردى با عبد الرحمن بن حنيش گفت: رسول خدا ٦ در برابر نيرنگ ديوان چه كرد؟ گفت آرى ديوها از هر كوه و وادى سرازير شدند و آهنگ رسول خدا داشتند، بدست ديوى شعلهاى آتش بود كه ميخواست با آن رسول خدا را بسوزاند، چون رسول خدا آنها را ديد بهراس افتاد و جبرئيل نزد او آمد و گفت:
اى محمّد بگو، آنچه بگويم:
«اعوذ بكلمات اللَّه التامات اللاتى لا يجاوزهنّ برّ و لا فاجر من شر ما خلق و برأ و ذرأ، و من شرّ ما ينزل من السّماء و من شرّ ما يعرج فيها، و من شرّ ما ذرأ في الارض و من شرّ ما يخرج منها و من شرّ فتن اللّيل و النّهار و من شرّ كلّ طارق الا طارقا يطرق بخير يا رحمان، گفت پس آتش ديوان خاموش شد و خدا عزّ و جلّ آنها را شكست داد.
١٧٧- و از ابن مسعود كه در شب جن يك عفريتى از جن آمد و بدستش شعله آتشى بود و پيغمبر ٦ شروع كرد بخواندن قرآن و جز بنزديك شدن نيفزود، جبرئيلش گفت: آيا نياموزم بتو كلماتى كه آنها را بگوئى تا او بسر درآيد و شعلهاش خاموش گردد؟ بگو: اعوذ بوجه اللَّه الكريم و كلمات اللَّه التامات الّتى