آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١٧ - اخبار اين باب
روگردان شدند، و زنان را وانهادند و بپسران رو كردند، و چون شيطان ديد كار مردها را خوب ساخته نزد زنها آمد و خود را بصورت زنى كرد و بآنها گفت مردان شما يك ديگر را ميكنند گفتند: آرى آن را ديديم، و در همه حال لوط آنها را پند ميداد و سفارش ميكرد و شيطان آنها را گمراه ميكرد تا زنان هم بهم پرداختند و بيكديگر از مردان بىنياز شدند حديث طولانى بيان: در محاسن چنين است كه: چون ابليس بعبادت آنان حسد برد، چون برميگشتند الخ، در نسخهها است كه «او لاعلمه» و شايد روشنتر اينست كه ميم جلو باشد يعنى نخست ابليس آلت مرد را داخل خود كرد ...
١٦٧- در تفسير على بن ابراهيم- ٤٦-: بسندش از امام پنجم ٧ كه چون سليمان بن داود پريان را فرمود: تا خانهاى بلورين برايش ساختند، در اين ميان كه بر عصايش تكيه داشت و بديوان نگاه ميكرد كه چگونه كار ميكردند و آنان هم بوى نگاه ميكردند ناگاه رو برگرداند و ديد مردى بهمراه اوست در گنبد بهراس افتاد از او و فرمود: تو كيستى؟
گفت: آنكه نه رشوه گيرد، نه از پادشاهان ترسد، منم ملك الموت و تكيه بر عصا جانش را گرفت و يك سال بكار ساختمان بودند و باو نگران و ادب ميكردند و كار ميكردند تا خدا موريانه را فرستاد و عصاى او را خورد و چون بزمين افتاد آدميان خوب دانستند كه اگر پريان غيب ميدانستند يك سال در شكنجه خواركننده نميماندند، و پريان براى اينكه عصاى سليمان را موريانه خورده از او قدردانى ميكنند، فرمود: هرگز آنها را در جايى نبينى جز اينكه آب و گل در بر آنها است.
و چون سليمان درگذشت ابليس جادو را ساخت و در كتابى نوشت و تا كرد و بر پشت آن نگاشت «اين ساخته آصف بن برخيا براى سليمان بن داود از گنجينههاى دانش، هر كه خواهد چنين و چنان شود، چنين و چنان كند» وانگه آن را زير تخت بخاك سپرد و آنان را بر آن آگاه و براشان خواند و كافران گفتند: سليمان بر ما چيره نبود جز بدين فنّ، و مؤمنان گفتند بلكه بنده و پيغمبر خدا بود.