آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١٥ - اخبار اين باب
او را كه دارد برايش توضيح دهد و باو بياموزد- الحديث- ١٦٥- و از همان (٣٨٣ روضه): بسندى از امام ششم ٧ كه در بنى اسرائيل عابدى بود و هيچ خود را بكار دنيا آلوده نكرده بود، ابليس نفيرى زد و لشكريانش گرد او فراهم شدند، گفت كى مرد فلانيست؟ يكى گفت: من، گفت از چه راه؟ گفت: از راه زنها گفت: تو مرد او نيستى، او مزه زن را نچشيده، ديگرى گفت: من از اويم، گفت: از چه راه؟ گفت: از ميخوارى و كامجوئى گفت نه، مرد او نيستى ديگرى گفت: من از اويم، گفت: از چه راه؟ گفت: از راه كار خير گفت برو تو مرد او هستى، رفت در جايگاه آن مرد و برابرش ايستاد و نماز ميخواند، آن مرد ميخوابيد و آن شيطان نميخوابيد، او آسايش ميكرد و شيطان نميكرد و همهاش نماز ميكرد.
آن مرد كه خود را كم ديد و كارش را خرد شمرد نزد او رفت و گفت: اى بنده خدا بچه وسيله نيروى چنين نمازى يافتى؟ پاسخش نداد تا بار سوم كه گفت: اى بنده خدا من يك گناهى كردم و توبه كارم و با ياد گناه نيروى نماز يابم، گفت بمن بگو چه گناهى كردى تا من بكنم و توبه كنم و نيروى نماز يابم گفت: برو شهر نزد فلان فاحشه و دو درهم باو بده و بكارش بگير.
گفت: دو درهم از كجا بيارم؟ من نميدانم دو درهم چيه؟ شيطان از زير پاى خود دو درهم در آورد و باو داد و او با طيلسان خود بشهر رفت و از فلان فاحشه پرسش كرد و مردم ويرا بدو راهنمائى كردند و پنداشتند آمده او را پند دهد، و نزد او آمد و دو درهم را باو پرت كرد و گفت برخيز، برخاست و بخانهاش اندر شد و گفت در آى.
باو گفت: تو در ژستى نزد من آمدى كه در آن ژست كسى نزد مانند منى نيايد، حال خود را بگو، و او بوى گزارش داد و آن زن گفت: اى بنده خدا گناه نكردن آسانتر است از توبه كردن، و نه هر كسى دسترسى بتوبه دارد،