آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٦ - اخبار اين باب
را زنده كنى؟ عيسى فرمود: بزرگى از آنست كه بفرمانش آنها را زنده كنم و بناچار آنان را و مرا بميراند.
ابليس گفت: اى عيسى توئى كه از بزرگوارى در پروردگارى بدان جا رسيدى كه روى دريا گذرى و دو گامت تر نشوند و در آب فرو نروى؟ فرمود: بزرگى از آنست كه دريا را رام من كرد و اگر خواستى مرا غرقه كردى.
ابليس گفت: اى عيسى توئى كه از بزرگوارى در پروردگارى بجائى رسيدى كه روزى ببايدت و همه آسمانها و زمين و آنچه در آنها است در فرود تو باشند و تو بر فراز همه كارها را بپردازى و روزيها را پخش كنى؟ و عيسى اين گفته شيطان كافر ملعون را گران شمرد و گفت: منزه است خدا پر آسمانها و زمين خود و باندازه عرش و خشنوديش، و چون ابليس آن را شنيد پا بگريز نهاد و خود را نتوانست نگهدارد تا در لجه خضراء افتاد.
ابن عباس گفت: يك زنى از پريان بيرون شد و در كنار دريا راه ميرفت و ناگاه ابليس را ديد كه بر سنگى سخت در سجده است و اشك بر گونهاش روانست، و از روى تعجّب ايستاد و بدو نگريست، و آنگاه گفتش واى بر تو اى ابليس از طول سجده چه خواهى؟ باو گفت: اى زن خوب دختر مرد خوب اميدوارم چون خدا بقسم خود وفا كرد و مرا بدوزخ برد برحمت خود از دوزخ برآورد.
٨٤- در علل: ٢: ٢١٣- بسندى از امام ششم ٧ كه ابليس خدا را ٨٠ هزار سال در آسمان عبادت كرد بدو ركعت نماز و خدا بثواب آن بوى داد آنچه را داد.
٨٥- و بهمين سند كه ابن عطيه گفت بامام ششم ٧ گفتم: بمن باز گو چگونه خدا عزّ و جلّ بابليس فرمود: تو مهلت دارى تا روز وقت معلوم؟ فرمود: در برابر پاداشى كه در پيش بايستش بود، گفتم: آن چه بود؟ فرمود: دو ركعت كه آن را در آسمان در مدت ٢ و يا ٤ هزار سال خواند (ترديد از راويست، از پاورقى ٢٤٠)