آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٠ - اخبار اين باب
ابليس گفت: اى آدميزاده مرا فريب دادى و پشتم را با اين فريب شكستى و من با خداى خود عهد كنم و نذرى واجب بگردن گيرم كه هيچ آدمى را اندرز ندهم، و البته اى آدميزاده تو بمن چيره شدى و پشتم را بدين ترتيب شكستى تا از دستم بسلامت جستى و خشمگين از بر آن حضرت بيرون شد.
و ميگويم: نسخه روايت بسيار نادرست بود و چنانش كه يافتم نگاشتم براى تاكيد و توضيح روايات اهل بيت.
٧٢- در مجالس ابن الشيخ ١١١- ١١٢-: بسندى تا جابر بن عبد اللّه انصارى رحمه اللَّه كه: ابليس بچهار صورت در آمده: در روز بدر بصورت سراقه بن جعشم مدلجى در آمد و بقريش گفت «كسى از مردم بر شما چيره نشود امروز و راستى من پناه شما هستم، و چون دو گروه بهم برخوردند واپس گريخت و گفت: من از شماها بيزارم ٤٨- الانفال» و در روز عقبه بصورت منبه بن حجاج در آمد و (براى برهمزدن بيعت انصار با پيغمبر اسلام در عقبه منى) فرياد زد كه محمّد و بىدينان همراهش در عقبه هستند آنها را دريابيد، رسول خدا ٦ بانصار فرمود:
نترسيد كه آوازش را جز خودش نشنود.
و در روز اجتماع قريش در دار الندوه بصورت شيخ نجدى درآمد و بآنان در باره پيغمبر رأى داد كه قرآن بدان اشارت كرده و خدا فرو فرستاد «و چون نيرنگ كردند آنان كه كافر شدند در باره تو كه تو را زندان كنند يا بكشند يا بيرون كنند، و نيرنگ بازند و خدا تدبير كند و خدا بهتر تدبيركنانست».
روزى كه پيغمبر ٦ درگذشت بصورت مغيرة بن شعبه در آمد و گفت: آيا مردم نسازيدش مانند خسروان عجم و قيصرهاى روم آن را توسعه دهيد بخانوادهها تا توسعه يابد، آن را به زادههاى هاشم برنگردانيد تا براى پيشوا چشم براه زنان آبستن بمانيد.
بيان: يعنى اگر خلافت ويژه زادههاى هاشم گردد كار بجائى رسد كه مردم