آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٥ - اخبار اين باب
چغانك زنند، برخى سر و گردن بجنبانند و برخى با دو دست چپ زنند و پيوسته اين شيوه را دارند تا من بر آنها سوار شوم و آنها را هلاك سازم.
فرمود: اين كلاه خود كه بر سر دارى چيست؟
گفت: اى پيغمبر خدا از من بپرهيز و از دامهايم كه برايت بيان كردند پيغمبران و نيكان و عابدان و پارسايان چنانچه من سر خود را با اين كله خود از نكبت نگهدارم فرمود: نكبت كدام است؟
گفت: لعنت، فرمود: اين آهن دراز كه در قله آنست چيست؟
گفت: اى پيغمبر خدا، اين قلابيست كه با آن دل نيكان را بسوى خود كشم.
فرمود: يك پرسش ماند، گفت آن چيست؟
فرمود: اين چه آفرينش و صورت زشت و وارونه و منكريست كه تو دارى؟
گفت: اى پيغمبر خدا اين بخاطر پدر تو آدم است، من از فرشتههاى ارجمند بودم ٤٠٠ هزار سال سر از سجده برنداشتم، و نافرمانى پروردگارم را كردم در يك سجده براى پدرت آدم، و خدا بمن خشم كرد و مرا لعن كرد و از پيكره فرشتهها به پيكره ديوان درآمدم، در ميان فرشتهها زيباتر از من نبود و من مسخ و وارونه و زشت و برگشته و هراسناك و بدمنظره شدم چنانچه بينى.
فرمود: آيا اين صورت خود را هرگز بكسى نمودى و اين دامهايت را بدين وضعها؟
گفت: نه سوگند بعزّت پروردگارم، اين چيزيست كه هيچ آدميزاده هرگز بدان نگاه نكرده و من تو را بدان گرامى داشتم در برابر همه مردم.
فرمود: پذيرائى خود را با دو پرسش كامل كن يكى عمومى و ديگرى خصوصى