آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٥ - اخبار اين باب
و از سبب غائط و گندش پرسيدم: فرمود: خدا تعالى آدم را كه آفريد تنش پاك بود و چهل سال افتاده بود و فرشتهها بدو گذر ميكردند و ميگفتند: براى يك چيزى آفريده شدى، و ابليس از دهانش بدرون ميرفت و از ته او در مىآمد و از اين رو آنچه در درون آدميزاده است بدبو، پليد، ناپاك شد.
١٧- در علل: ٣٦-: بسندش از امام ششم ٧ كه: همانا گرفتارى ايوب در اين جهان براى نعمتى بود كه خدا بدو داد و او هم شكرش نمود، ابليس در آن زمان تا فرود عرش ميرفت و از اينكه شكر نعمت ايوب بالا رفت حسد برد و گفت: پروردگارا ايوب اين شكر را در برابر نعمت دنيا كه باو دادى انجام ميدهد و اگر دنيا را از او بگيرى شكر نعمت نكند، مرا بر دنياى او مسلط كن و ببين كه شكر نكند.
فرمودش من تو را بدنياى او مسلط كردم و او از دنيا و فرزندش چيزى را نگذاشت و همه را نابود كرد و ايوب همه را سپاس خدا همى گفت، و آنگه بخدا برگشت و گفت پروردگارا ايوب ميداند البته دنيائى كه از او گرفتى باو برميگردانى پس مرا بر تنش مسلط كن تا بدانى كه شكر نكند، خدا عزّ و جلّ فرمود: منت بر تنش مسلط كردم بجز دو چشم و دل و زبان و گوشهايش.
ابو بصير گويد: امام ششم فرمود: جهيد و پيشى گرفت كه مبادا خدا عزّ و جلّ بر او رحم كند و جلو او را بگيرد و آمد و آتش سموم در بينى ايوب دميد و همه تنش تاول زد و نقطه نقطه شد.
١٨- كافى- ٢٥٦- بسندى از امام ششم ٧ كه خدا عزّ و جلّ مؤمن را بهر دردى گرفتار كند و بهر مرگى بميراند جز اينكه ديوانهاش نكند، نديدى كه چگونه ابليس بمال و فرزند و خاندان و هر چيز ايوب مسلط شد و بر خردش مسلط نشد، برايش ماند تا خدا را بدان يگانه داند.
١٩- در فقيه- ٣، ٢٥٦: از امام صادق ٧ چون نزد خاندان خود درآئيد نام خدا ببريد كه هر كه نام خدا نبرد هنگام جماع و از او فرزندى شود