آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٠ - تفسير
از اهرمن، اگر گويند بنا بر اين خدا يك شريك دارد كه ابليس است و چگونه خدا برايش شريكها تعبير كرد بلفظ جمع.
پاسخ اينست كه براى خدا سپاهى پندارند كه فرشتههايند و براى ابليس سپاهى از ديوان، و فرشتهها بسيار فراوانند و آنان ارواح مقدسند كه خير و طاعت بآدمى الهام كنند، و ديوان هم بسيار فراوانند كه پندارهاى بد بدلهاى آدمى اندازند و خدا با سپاه فرشتهها با ابليس و سپاهش در جنگ است و از اين رو و خدا شريكان جن تعبير كرده كه بدان معتقدند.
بنا بر اين فرموده خدا «و آفريده آنها را» دليل قطعى است بر فساد عقيده شريك بودن ابليس با خدا در ملك او بدو تقرير:
يكم: اينكه از گبران نقل كرديم كه بيشترشان اعتراف دارند كه ابليس قديم نيست بلكه پديده است و هر پديده آفريدگار خواهد و آن جز خدا نيست و بايد دانست كه خدا تعالى آفريننده ابليس است، و چون ابليس مايه بديها و زشتيها است بايدشان كه خداى جهان آفريننده مايه بديها و تباهيها باشد، و بنا بر اين نميتوانند بگويند دو خدا بايد كه يكى خوبى آورد و ديگرى بدى چون ثابت شد كه خداى خوبى همان آفريننده آنست كه بزرگترين بديها است.
دوم: آنچه در كتب خود بيان كرديم كه هر چه جز يكى ممكن ذاتى است و هر ممكن ذاتى حادث است و نتيجه اينست كه جز يگانه يكتاى حق همه حادثند و بايد دانست كه ابليس و سپاهش همه پديد شدهاند و بود شدند و همان الزام بميان آيد بتقريرى كه نموديم.
و گفتند: مقصود آيه كافرانيند كه ميگفتند فرشتهها دختران خدايند و آنها را جن گفته چون نهانند از ديدهها، و حسن و ديگران گفتند مقصود اينست كه جن كافران را به پرستش بتان دعوت كردند و بشرك و آنان پذيرفتند و فرمانشان بردند و از اين راه معتقد شدند كه جن شريك خداست و حق همان قول نخست است.
«وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ» فراء گفته: يعنى بدروغ پسرها بخدا وابستند چون نصارى