آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١٢ - اخبار اين باب
و ياغى شدند و تباهى نمودند و خون ريختند و خدا فرشته را فرستاد آنها را كشتند و ابليس را اسير كردند و او را بآسمان بالا بردند و بهمراه فرشتهها بود و خدا را عبادت ميكرد، تا خدا آدم را آفريد.
١٦١- و از همان: ٣٢ و ٣٥- بسندى تا امام يكم ٧ كه چون خدا تبارك و تعالى خواست بدست خود خلقى آفريند، پس از ٧ هزار سال كه از دوران جن و نسناس در زمين گذشته بود- و حديث را كشانده تا گفته خدا فرمود: من ميخواهم بدست خود خلقى آفرينم و از نژادش پيغمبران و مرسلين و بندههاى خوب و امامان مهتدين بسازم و آنان را در زمين خليفه بر خلق خود نمايم و نسناس را از زمين خود بر اندازم و زمين را از وجودشان پاك كنم و پريان پليد نافرمان را از نزد خلقم و نيكانم بدور كنم و در هوا و اطراف زمين جا دهم تا همسايه نژاد آفريدهام نباشند و ميان پريان و خلقم پرده كشم تا نژاد آفريدهام پرى را نبينند و با آنها همنشين و آميخته نباشند.
حديث را كشانده تا گفته خدا پيكر آدم را آفريد و ٤٠ سال مجسمه او ماند و ابليس لعين بدو گذر ميكرد و ميگفت براى كارى آفريده شدى، امام ٧ فرمود:
ابليس گفت: اگر خدا فرمان دهد بر آن سجده كنم او را نافرمانى كنم، سپس در او دميد وانگه بفرشتهها فرمود: «سجده كنيد براى آدم و همه سجده كردند جز ابليس» و او بود كه آنچه از حسد در دل داشت بدر آورد و سجده نكرد و خدا عزّ و جلّ فرمود: چهات باز داشت كه سجده نكردى چونت فرمودم، گفت: من به از اويم آفريدى مرا از آتش و آفريديش از گل، ١٢- الاعراف» امام صادق ٧ فرمود: نخست كسى كه قياس كرد ابليس بود كه كبر ورزيد و كبر نخست نافرمانى است از خدا.
فرمود: ابليس گفت: پروردگارا مرا معاف كن از سجده بر آدم و من ترا