آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٥ - اخبار اين باب
دارد، اين كلاه دراز براى چيست؟ گفت: با آن دلهاى بنى آدم را بربايم، فرمودش بگو كدام گناه است كه چون آدميزاده بكند بر او چيره گردى؟ گفت اينكه خود بين باشد و كردار خود را بيش شمارد و گناهش را كم گيرد.
گفت: اى موسى با زن بيگانه خلوت مكن زيرا هر كه چنين كند من خود يار او شوم نه ياران من، مبادا با خدا عهدى ببندى كه هر كه با خدا عهدى بندد من خود يار اغواگرش باشم نه ياران من تا او را از وفاء بدان باز دارم، چون قصد صدقه كردى زود بپرداز كه چون بنده قصد صدقه دادن كند من خود در كنار او باشم نه يارانم تا او را از آن باز دارم.
در مجالس مفيد- ٩٢- بسندى مانندش را از پيغمبر ٦ آورده و در پايانش افزوده: سپس ابليس برگشت و ميگفت: اى واى بموسى آموختم آنچه را بآدميزاده خواهد آموخت در باب كليات بديها آن را آورديم.
١١٥- در قصص: بسندى تا امام ششم ٧ كه عيسى در كوهى از شام بنام اريحا برآمد، و ابليس بشكل پادشاه فلسطين نزدش آمد و گفت: اى روح اللَّه مردهها را زنده كردى، كور مادر زاد و پيس را درمان كردى پس خود را از كوه پرت كن فرمود: آن كارها بفرمان خداى عزّ و جلّ بود و در اين فرمانى ندارم.
و از همان: بسندى تا امام ششم ٧ كه ابليس نزد عيسى ٧ آمد و گفت:
تو نيستى كه پندارى مرده زنده كنى؟ فرمود: چرا، گفتش پس خود را از بالاى ديوار بزير انداز، عيسى فرمود: واى بر تو بنده پروردگارش را آزمايش نكند ابليس گفت: اى عيسى پروردگارت ميتواند زمين را درون تخم مرغى جا دهد بهمان اندازه كه هست؟ فرمود: راستش خدا تعالى را نتوان درمانده خواند، و اينكه تو گوئى شدنى نيست.
راوندى گفته: يعنى اين كار در ذات خود محال است مانند جمع دو