آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٠ - اخبار اين باب
حذر كنم و از خود چگونه؟ فرمود: اين خبيث گوش ميايستد، و مىآيد و از تو سخنى ميشنود و بصورت آدمى بيرون ميرود و ميگويد: عبد السلام ميگفت، گفتم قربانت پدر و مادرم اينكه چاره ندارد، فرمود: همين است.
بيان: ظاهرا مقصود ذكر معايب مردم و اموريست كه بايد نهان بماند و اصرارى است در تقيه، و بسا شامل تصورات آدمى هم شود، و غرض رفع استبعاد از اين است كه آدمى رازى را در دل نهان كند و از زبان ديگران بشنود و اين بسيار شده و خبيث همان شيطانست.
٦٣- در تاويل الايات الباهره بىسند تا وهب بن جميع كه از امام ششم ٧ پرسيدم از ابليس و گفته او «پروردگارا مهلتم بده تا روزى كه مبعوث شوند، گفت تو از مهلت يافتههائى، تا روز وقت معلوم» اين روز كدام روز است؟ فرمود:
اى وهب پندارى روز رستاخيز مردم است، نه، ولى خدا عزّ و جلّ او را مهلت داده تا روزى كه قائم ما برانگيخته شود و موى جلو سرش را بگيرد و گردنش را بزند اينست روزى كه وقت معلوم است.
٦٤- از كافى: ١: ٣٨- اصول: بسندى از امام ششم ٧ كه مرگ هيچ كس محبوبتر نزد ابليس نيست از مرگ يك فقيه.
٦٥- و از همان: ٣: ٢٦٤- فروع بسندى از زيد شحام كه شنيدم امام ششم ميفرمود: راستى چون بنده سجده كند و طولش دهد ابليس داد زند واى بر من، او فرمان برد و من نافرمانى كردم او سجده كرد و من نكردم.
توضيح: در نهايه است كه در حديث ابى هريره آمده چون آدميزاده سوره سجده خواند و سجده كند، شيطان گوشه گيرد و بگريد و بگويد اى واى بر من.
٦٦- در خصال: ١: ٥٠- ط غفارى- بسندش از امام ششم ٧ كه چون نوح از كشتى فرود آمد ابليس نزد او آمد باو گفت: در زمين مردى نيست كه بيش از تو بر من منت داشته باشد، بر اين بدكاران نفرين كردى و مرا از آنها