آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٠ - اخبار اين باب
مجاهد گفته خناس همان شيطانست كه چون نام خدا برند نهان شود و گرفته گردد و چون نبرند بر دل پهن گردد، و مؤيد آنست روايت انس كه رسول خدا ٦ فرمود: شيطان پوزش را روى دل آدميزاده نهاده و چون او ياد خدا كند واگيرد و نهان شود و چون خدا را فراموش كند دلش را بكام فروبرد و اينست وسواس خناس.
و گفتهاند: خناس يعنى پرنهان گردد پس از ظهور و در پرده نهفته باشد از ديد مردم، چون وسوسه كند از آنجا كه ديده نشود، عياشى بسندى تا رسول خدا ٦ كه فرمود: هيچ مؤمنى نباشد جز كه دلش در سينهاش دو گوش دارد، در گوشى فرشته دمد و در گوشى وسواس خنّاس و خدا مؤمن را بوسيله آن فرشته تاييد كند كه فرموده «و كمك كرد آنان را بر وحى از خود» مجمع البيان- ١٠: ٥٧٠-
اخبار اين باب
١- در تفسير على بن ابراهيم- ٥٦٦- در قول خدا تعالى «وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ» يعنى در دريا و ديگرانى كه در بندند و بهم بستهاند چون نافرمانى سليمان را كردند در هنگامى كه خدا پادشاهى او را گرفت.
امام صادق ٧ فرمود: خدا عزّ و جلّ پادشاهى سليمان را در انگشترش نهاده بود چونش بدست ميكرد پرى، آدمى، ديو و همه پرندهها و وحوش گردش مىآمدند و از او فرمان ميبردند، و خدا بادى ميفرستاد تا بساط او را با همه آنچه بر آن بود از ديوان و پرنده و آدمى و چهار پا و اسب همه را بهواء برميداشت و ميبرد تا آنجا كه سليمان ميخواست نماز بامداد را در شام ميخواند و نماز ظهر را در فارس و ديوان را ميفرمود سنگ از فارس ببرند و در شام بفروشند.
و چون دست بگردن اسبها كشيد و آنها را با شمشير پى كرد، خدا پادشاهى او را گرفت و ديوى آمد و انگشتر او را از خدمتكارش هنگام رفتن سليمان بخلاء گرفت- و حديث را كشيده- تا گفته- چون انگشتر باو برگشت و آن را بدست كرد، ديوان و پرى و آدمى و پرنده و وحوش گردش آمدند و بمقام خود برگشت و آن