آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٩ - تفسير
«اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ» يعنى بر آنها مسلط شده و ياد خدا را از دل و زبان آنها برده «كَمَثَلِ الشَّيْطانِ» بيضاوى در- ٢: ٥١١- گفته: يعنى نمونه منافقان در تشويق يهود بجنگ نمونه شيطانست كه بآدمى گويد كافر شو و او را بكفر وادارد بمانند يك فرمانده و چون كافر شود از او بيزارى جويد از ترس عذاب، و گفتند منظور از انسان ابو جهل است كه ابليس در روز بدر باو گفت: امروز كسى بر شما چيره نشود و من پناه شمايم- الآية- و گفتند منظور يك راهب است كه او را بهرزگى و ارتداد واداشت.
«و مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ» طبرسى- ره- گفته: در آن چند قول است:
١- يعنى از شر وسوسه جنى كه در سينه مردم وسوسه كند و در آخر سوره است.
٢- از شر وسوسه گر كه شيطانست و در خبر است كه وسوسه كند و چون پروردگارش ياد شود نهان گردد و آنگه خدا او را وصف كرد كه «آنست كه در سينه مردم وسوسه اندازد از پرى و آدمى» يعنى سخنى نهانى گويد كه بدل آنها نشيند بىشنيدن با گوش وانگه گفته است اين شيطان وسوسهگر از جن است و همان ديوانند كه خدا فرمود «جز ابليس كه جن بود» و ناس را بر وسواس عطف كرده يعنى پناه بخدا از شر وسواس و از شر ناس و گويا او را فرموده بخدا پناهد از شرّ پرى و آدمى.
٣- مقصود شر ذى الوسواس خناس است كه آن را به جن و آدمى هر دو تفسير كرده و وسوسه جن همان وسوسه شيطانست و در وسوسه آدمى دو وجه است: يكم:
وسوسه كردن آدمى خودش را دوم: گمراه كردن يكى از مردم ديگرى را و دليلش «شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِ، ١١٢- الانعام» است كه شيطان جن در دل وسوسه كند و شيطان انس در آشكار آيد، روايت است كه اندرز گويد و قصد بدى دارد.