آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٩ - تفسير
ولى شيطان باشى» يعنى همدوش او شوى در لعن و عذاب يا در روش او بمانى كه سختتر است از عذاب چنانچه رضوان اللَّه بالاتر است از ثواب.
«و شياطين را البته حاضر كنيم» روايت است كه كفار با همگنان خود از ديوان محشور شوند كه آنها را گمراه كردند و با هم بيك زنجير بستهاند.
«أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ» طبرسى گفته- ٦: ٥٣٠- مجمع- يعنى آنها را وانهاديم كه وسوسه كنند و گمراه سازند و بزور جلو آنها را نگرفتيم، و اين را بر سبيل مجاز ارسال خوانده است، و گفتند: يعنى شياطين را بر آنها مسلط كرديم و اين هم همان معنا را دارد «تا آنها را برانند راندنى» از طاعت بسوى گناه يا مقصود اينست كه آنها را ببدكارى وادارند تا بدوزخشان كشانند از ابن جبير است.
«وَ مِنَ الشَّياطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ» رازى گفته: يعنى در دريا غوص ميكردند و برايش جواهر درمىآوردند و از آن بكارهاى زبون كشانده ميشدند چون ساختن شهرها و كاخها و اختراع صنايع شگفتآور كه فرمود: «ميساختند برايش هر چه ميخواست از محاريب و تماثيل» و صنعتها كه پديد كردند مانند حمام ساختن و نوره كشيدن و آسيا، و شيشهسازى و صابونسازى، و ظاهرش اينست كه همه مسخر او بودند و روايت است كه خدا كفار آنها را مسخر او كرد نه مؤمنانشان را بدو وجه.
١- تعبير از آنها بشياطين ديوان كه بمؤمنان نگويند ٢- اينكه فرموده ما نگهبان آنهائيم زيرا مؤمنى كه بكارى گماشته شود نياز بنگهبان ندارد تا فساد نكند، و اين تنها در كافر است.
و در «كُنَّا لَهُمْ حافِظِينَ» چند وجه گفتند:
١- خدا گروهى از فرشتهها يا از مؤمنان پريان بدانها گماشته بود تا آنها را پاسبانى كنند.
٢- دل آنها را مسخر او كرد كه فرمان بردن او را دوست داشتند و از نافرمانى