منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٧٤ - تفسير مفردات دعاهاى اين فصل
فرمائى كه مرا احتياج به ديگرى نبوده باشد، و امثال اين قسم احسان و امتنان از تو بسيار واقعست.
«و من ولايتك»
- به فتح واو- به معنى امداد و اعانت و يارى دادنست.
«و ادفع الصّرعة»
- به كسر صاد بىنقطه و سكون را- به معنى وقوع در بليّه است، يعنى: دفع كن از من در افتادن در بليّه را.
«و انعش السّقطة»
- به نون و عين بىنقطه و در آخر آن شين نقطهدار- در وزن و در معنى مثل ادفع است و مراد به «سقطه» همانست كه در «صرعة» گفته شد.
و بناء كلام بر استعاره است.
«و لا بنكر»
يعنى: از تو منكر و مستبعد نيست.
«و ارحم الهفوة»
- به فتح ها و سكون فا- به معنى ذلّت و خوارى است.
«خذ بيدى من دحض المزلّة»
دحض- به حاء بىنقطه و ضاد نقطهدار- به معنى لغزيدن است، يعنى: وارهان و نجات ده مرا از لغزيدن در خطيئه و گناه.
«فقد كبوت»
- به باء موحّده- به معنى در رو در افتادن و به سر در آمدنست، يعنى: به روى در افتادم.
«يولج كلّ واحد منهما في صاحبه و يولج صاحبه فيه»
مراد آنست كه در هم درمىآيند و داخل همديگر مىشوند كلّ واحد از شب و روز يعنى: از شب كم مىشود و بر روز افزوده مىگردد، و از روز كم مىشود و در شب افزوده مىگردد، مانند زيادتى شبهاى زمستان و كوتاهى روزهاى آن، و زيادتى روزهاى تابستان و كوتاهى شبهاى آن.
پس اگر كسى گويد كه: اين معنى از فقره اول كلام امام ٧ كه
يولج كلّ واحد منهما في صاحبه
مستفاد مىشد، و به فقره ثانيه كه يولج صاحبه فيه احتياج نبود و فايدهاى بر آن مترتّب نيست. جواب گوئيم كه: مراد حضرت امام ٧ تنبيه بر امر غريبى بود كه آن حصول زيادتى و نقصان است با هم در كلّ واحد از شب و روز در وقت واحد، و اين بحسب اختلاف بقاع شماليّه و جنوبيّه از خط استواست، خواه آن بقاع مسكون باشد و خواه غير مسكون، زيرا كه تابستان