منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٩٧ - توضيح تفسير مفردات دعاهاى مذكوره
دعاى ما بين اذان و اقامت واقعست به مطيع و محسن تفسير كردهاند، يعنى «بار خدايا دل مرا اطاعتكننده و نيكوكار گردان»- و اللَّه أعلم».
و فقره و عيشى قارّا كه در همان دعا مذكور است آن را سه تفسير است:
اول- آنكه مراد به «عيش قارّ» بر قرار بودن و انقطاع نيافتن آنست، يعنى «بار خدايا عيش مرا همواره بر قرار دار و مستقر ساز و آن را هرگز منقطع مساز».
دوم- آنكه اين عيش بر وجهى بوده باشد كه در موضع اقامت بىتعب سفر و مشقّت حضر به من واصل شود، يعنى «بار خدايا عيش مرا در بلده اقامت من بر وجهى به من رسان كه تعب سفر و مشقّت حضرم نبايد كشيد».
سيّم- آنكه مراد از عيش قارّ آنست كه عيش به سرور و خوشحالى بوده باشد، أى قارّا لعينى، و اين معنى از قرّة عين مأخوذ است به معنى خنك شدن چشم كه كنايه از خوشحالى و فرح و سرور است چنانچه گفته شد.
و مراد به رزق دارّ آنست كه لحظه به لحظه متجدّد شود و زياده گردد يعنى روزى مرا زياده كن و روز بروز مىداده باش. و اين معنى مأخوذ است از قول عرب كه مىگويند: درّ اللّبن، گاهى كه شير در پستان زياده شود و جريان آن بسيار گردد.
و مستقرّ به صيغه اسم مفعول، اسم مكان و منزل است يعنى قرارگاه. و مراد به قرار، مكث و درنگ كردن است. و «قرار» و «مستقر» هر دو به يك معنىاند، و بعضى تفرقه ميان ايشان نمودهاند چنانچه از فاضل وحيد و كامل فريد شيخ ما شيخ شهيد- نوّر اللَّه مضجعه- نقل كردهاند كه مراد به «مستقر»، قرارگاه دنياست چنان كه در قرآن مجيد واقعست وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ*[١] و مراد به «قرار» قرارگاه آخرتست چنان كه در فرقان حميد جايى كه مىفرمايد: وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ[٢].
يعنى «قرارگاه مرا در دنيا و آخرت در جوار رسول خود كن».
[١] سوره بقره: ٢- آيه ٣٦.
[٢] سوره غافر: ٤٠- آيه ٣٩.