منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٣٤٠ - تفسير مفردات حديث شريف
است.
«وجدت عنده احداثا»
عرب گويد: رجل حدث- به فتح دال بىنقطه- اى شابّ، يعنى مرد جوان، و احداث جمع آنست.
مترجم گويد: «در حاشيه كتابى به نظر احقر رسيده كه لفظ مذكور را يكى از فضلا چنين تصحيح نموده گفته است كه: صواب آنست كه حدّاثا باشد نه احداثا چنانچه در اكثر نسخ «من لا يحضره الفقيه» است و موافق است به آنچه در «نهايه اثيريّه» مذكور است كه گفته: و حديث فاطمة ٣
انّها جاءت الى النّبىّ ٦ فوجدت عنده حدّاثا
اى جماعة يتحدّثون.
يعنى: «بدرستى كه آمد حضرت فاطمه ٣ به سوى حضرت رسالت ٦ پس يافت در نزد آن حضرت جماعتى را كه با هم سخن مىگفتند». و حدّاث جمع است بر غير قياس حملا على نظيره مثل سامر و سمّار، و مراد از سمّار نيز محدّثون است يعنى سخنكنندگان- و اللَّه أعلم بكلام أوليائه».
و مخفى نماند كه اين روايت صريح نيست در تقديم تسبيح بر تحميد چرا كه واو عطف بر قول أصحّ از براى افاده مطلق جمع است و دلالت بر ترتيب و تعقيب ندارد، يعنى واو عطف زياده بر جمع شدن معطوف و معطوف عليه در حكم دلالت ندارد چنانچه در اصول مبيّن شده، پس دلالت آن بر تقديم تسبيح بر تحميد در معرض منع است، بلى اين قدر هست كه ظاهر تقديم لفظى مقتضى ترتيب است، نهايتش مثبت مدّعا نيست و همچنين روايت سابقه نيز صريح نيست در تقديم تحميد بر تسبيح زيرا كه كلمه «ثمّ» كه در متن حديث واقع است كلام راوى است نه تتمّه حديث، پس چيزى كه مىماند همان ظاهر تقديم لفظى است، و دلالت ظاهرى تقديم لفظى چنانچه مذكور شد مثبت مدّعا نيست پس منافات در ميانه روايات بحسب ظاهر است و سزاوار است حمل روايت دوم بر روايت اول به واسطه صحّت سند و معتضد بودن آن به بعض ديگر از روايات ضعيفه چنانچه روايت كرده است ابو بصير از امام بحق ناطق امام جعفر صادق ٧ كه آن حضرت فرمودهاند كه
في تسبيح الزّهراء ٣: تبدأ بالتّكبير اربعا و ثلاثين، ثمّ