منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٣٦٣ - توضيح تفسير مفردات عبارات مذكور
مواراة كه به معنى پنهان ساختن و مستور داشتن است. و «ساج» به سين بىنقطه و آخر آن جيم، اسم فاعل است از «سجا» كه به معنى ركد و استقرّ است، و حاصل معنى آنكه: نمىتواند پوشيده و پنهان داشت از تو چيزى را شبى كه در غايت تاريكى و نهايت ظلمت و سياهى است زيرا كه علم تو بر جميع اشيا محيط است.
«و لا ارض ذات مهاد»
- به كسر ميم- جمع ممهود است[١] يعنى زمين صاحب امكنه مستويه ممهّده كه به معنى گسترده شده است.
«و لا بحر لجّيّ»
به ضمّ لام و كسر آن نيز آمده است و تشديد جيم مكسوره و ياى مشدّده به معنى عظيم است، يعنى درياى عظيم.
«تدلج بين يدى المدلج»
ادلاج در اصل لغت به معنى راه رفتن به شب است مطلقا، و بسا باشد كه مخصوص سازند به راه رفتن در اول شب، و گاه باشد كه ادلاج را از روى مجاز اطلاق كنند بر عبادت كردن در شب زيرا كه عبادت بحسب حقيقت سيرى است به سوى حضرت عزّت- جلّ شأنه- و به همين تفسير كردهاند قول حضرت رسالت ٦ را كه:
من خاف ادلج و من ادلج بلغ المنزل.
يعنى: «هر كس كه از دورى منزل بترسد هر آينه به شب راه رود و هر كه به شب راه رود به منزل رسد». چنانچه گفتهاند:
تا شب نروى روز به جايى نرسى و ارباب حال و اصحاب كمال گفتهاند كه: عبادت كردن به منزله سير كردن و راه رفتن است كه بنده به سبب آن به سوى حضرت عزّت مىرسد، و توفيق و اعانت و رحمت پروردگار كه هيچ امرى از امور عبادت بدون آن حاصل نمىشود آن نيز به منزله سيرى است كه از جانب اللَّه تعالى به سوى بنده واقع مىشود.
پس معنى تدلج بين يدى المدلج چنين مىشود كه: رحمت و توفيق و
[١] اين ترجمه مطابق متن است اما متن تصحيف شده و صحيح آن چنين است:
و جمع آن مهود است.