منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٤٨ - «إياك نعبد و إياك نستعين»
اوقات و همه حالات حاضر و ناظر است و غايب نيست بلكه نسبت به اين كس نزديكتر از رگ گردن است چنان كه مىفرمايد: وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ. و نعم ما قيل:
|
دست او طوق گردن جانت |
سر بر آورده از گريبانت |
|
|
به تو نزديكتر ز حبل وريد |
تو در افتاده در ضلال بعيد |
|
و اما اينكه به طريق غيبت جارى شده است و از اقرب مقام دورى نموده بواسطه رعايت قانون ادب است كه آن دأب سالكان و شعار عاشقان است چنانچه گفتهاند:
طرق العشق كلّها آداب يعنى:
|
نگاه دار ادب در طريق راز و نياز |
كه گفتهاند طريقت تمام آداب است |
|
پس چون قيام به اين وظيفه حاصل آمد آنا فآنا شوق مكالمه و لذّت مخاطبه زياده مىشد تا آنكه كلام بر نسقى كه حق او آن بود كه در ابتداء ذكر مىبايست جارى شود، جارى گرديد و از غيبت به حضور التفات نموده. و در حديث قدسى واقع است كه:
انا جليس من ذكرنى.
يعنى: «من همنشين آنم كه مرا ياد مىكند».
چهارم- آنكه تنبيهى است بر علو مرتبه قرآن مجيد و فرقان حميد سيّما وقتى كه تلاوت آياتى مىشده باشد كه متضمن ذكر حضرت عزّت- عزّ شأنه- بوده باشد و اشارهاى است به اينكه بنده به اجراى اين قدر از آنكه بر زبان او جارى شود و بر صفحه دل او نقش بندد قابل مجلس خطاب و فايز به سعادت حضور و اقتراب مىگردد پس چگونه باشد هر گاه ملازمت نمايد به وظايف اذكار و مواظبت كند بر تلاوت و تدبّر معانى آن در آناء ليل و اطراف نهار؟ پس هيچ شك نيست كه رفع حجب مىشود از بين، و وصول بهم مىرسد از اثر به عين.
و روايت شده است از امام بحق ناطق امام جعفر صادق ٧ كه آن حضرت فرمودهاند:
لقد تجلّى اللَّه لعباده في كلامه و لكن لا يبصرون.
يعنى: «بدرستى كه تجلّى كرده است پروردگار عالميان از براى بندگان خود در كلام واجب التعظيم و التكريم خود و ليكن ديده مشاهده ايشان پى به آن نمىبرد».