منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٥٨
مظالم و عفو سيّئات و بذل احسان و ايصال نعمت بىپايان، و الّا مترتبه كبريائى بلندتر است از اتّصاف به امثال اين صفات گاهى كه به معانى خود مستعمل باشد.
و «ضلال» عدول و بيرون رفتن است از راه حق و طريق مستقيم كه جاده ايمان و تصديق به جميع پيغمبران و كتابهاى ايشانست و اگر چه از روى خطا باشد، يعنى به گمان راستى بىآنكه به حجّت و دليل عقلى به آن راه رفته باشد كه ضالّش مىگويند. و بدرستى كه مشهور شده است ميان مفسّرين تفسير الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ به يهود كه به سبب عناد و طغيان و قتل پيغمبران و تحريف كتاب تورات و تبديل الفاظ آن، حق سبحانه و تعالى بر ايشان خشم گرفته و در حق ايشان فرموده كه: غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ[١].
و «الضَّالِّينَ» به نصارى كه بواسطه افراط و تفريط در شأن عيسى و سيّد انبياء گمراه گشتند و از صراط مستقيم گرديده ميل به وادى ضلالت و گمراهى كردند كما قال سبحانه: وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثِيراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ[٢].
و گاه هست كه تفسير كرده مىشود الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ را به عاصيان در فروع كه موافق شريعت مطهّره عمل نكنند، و الضَّالِّينَ را به مخالفان در اعتقاديّات كه اصول دين است از توحيد و عدل و نبوت و امامت و معاد. و مختار تفسير ثانى است، و دليل اين قول آنكه: منعم عليه كسى است كه توفيق يافته باشد در جمع نمودن ميانه علم به احكام اعتقاديّه و ميانه عمل به شريعت مطهّره، پس مقابل منعم عليه كسى است كه خلل يافته باشد يكى ازين دو قوّت او كه عاقله و عامله باشد، به اينكه تعقّل احكام اعتقاديّات را چنان كه بايد نكرده باشد، يا عمل در فروع به شريعت مطهّره
[١] سوره فتح: ٤٨- آيه ٦:« خداوند بر آنان خشم گرفت و آنان را لعنت كرد».
[٢] سوره مائده: ٥- آيه ٧٧:« و از خواستههاى قومى پيروى مكنيد كه پيش از اين گمراه شده و بسيارى را به گمراهى كشاندند و خود نيز از راه راست منحرف گشتند».