منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٥٤ - «اهدنا الصراط المستقيم»
معصيت. و اين معنى چنانچه گذشت اعمّ است از ايصال به مطلوب و از ارائه طريق و نمودن راه حق، پس هر چه مقام اقتضا كند بر آن محمول بايد ساخت خواه متعدى بنفس باشد و خواه به حرف جرّ- و اللَّه أعلم بالصّواب».
و ببايد دانست كه اصناف هدايت خداى تعالى مر بندگان را اگر چه از حد حصر بيرون و از حيّز قياس افزون است ليكن بحسب ظاهر منحصر در چهار نوع است:
اول- عطا كردن قوّتى چند كه ايشان را به سبب آن استعداد هدايت يافتن به سوى جلب منافع و دفع مضارّ بهم رسد، مثل افاضه حواس پنجگانه ظاهرى كه عبارت از باصره و سامعه و شامّه و ذائقه و لامسه است، و مدارك پنجگانه باطنى كه عبارت از: حس مشترك و خيال و واهمه و متخيّله و حافظه است، و قوّت عاقله كه عبارت از قوّت دراكه است چنانچه قوله تعالى: أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى[١] اشارت به آنست.
دوم: نصب دلائل عقليّه كه جدا مىكند در نظر بصيرت ايشان حق را از باطل و صلاح را از فساد، چنانچه قوله تعالى: وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ اشارت به آنست.
سيّم: ارسال پيغمبران و انزال كتب چنانچه قوله تعالى: وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى اشارت به آن است.
چهارم: آنكه كشف كند بر قلوب عارفين طريق سير را به سوى حظاير قدس و مقامات انس به انطماس آثار تعلّقات بدنيّه، و اندراس اكدار جلابيب جسمانيّه، تا مستغرق شوند در ملاحظه اسرار كمال و مطالعه انوار جمال، يعنى دور كند از ايشان ظلمت بدنهاى ايشان را، و نفس ايشان را از گرفتارى به تدبير و تصرف آن فارغ سازد، و پرده تعلّق به آن را از پيش نظر ايشان بر دارد كه تجلّيات الهى را بالمعاينه
[١] سوره طه: ٢٠- آيه ٥٠:« پروردگار ما آن كسى است كه به هر چيز اشياء مورد نياز و مطابق با آفرينش او را داده و سپس هدايتش فرموده است».