منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٣٥ - بسم الله الرحمن الرحيم
اختصاص رحمت آخرت مر مؤمنان را. و امّا به اعتبار كيفيّت، و بر آن حمل نمودهاند آنچه نيز در دعا واقع شده است:
«يا رحمان الدّنيا و الآخرة و رحيم الدّنيا»
بنا بر جسامت و جلالت نعم آخرت كه جميعا جسيم و جليلاند به خلاف نعم دنيا كه متضمّن خسارت و حقارت است.
پس معنى رحمان بالغ در رحمت است به اقصى الغاية، و از اينست كه اختصاص يافته است به او- جلّ شأنه- و بر غير او اطلاق اين لفظ نكنند زيرا كه متفضّل حقيقى اوست كه رحمت را او به اقصى الغاية رساند و در مقابل تفضّل و انعام خود عوض نخواهد. و امّا بغير ازو- تعالى وحده- در مقابل تفضّل و احسان و افاضه و امتنان خود طالب عوضاند مثل آنكه يا طالب ثناء جميلاند در دنيا، يا طالب ثواب جزيلاند در عقبى، يا طالب ازاله رقّت جنسيّهاند، يا طالب ازاحه خساست بخلاند و امثال آن.
و ديگر آنكه ما عداى حضرت عزّت- عمّت عطيّانه- در احسان و انعام خود به منزله واسطهاند چرا كه اصل نعمت و ايصال آن به منعم و اقدار منعم بر ايصال نعمت به منعم عليه همگى و جملگى صادر است ازو- جلّ شأنه و عظم امتنانه-.
و تقديم لفظ رحمان بر رحيم با وجود آنكه مىبايست كه بر عكس بوده باشد- زيرا كه جمله اثباتى مقتضى ترقّى از ادنى به اعلاست- به واسطه آنست كه چون لفظ رحمان به منزله علم است بنا بر اختصاص او به حضرت عزّت، و اين اختصاص مثل واسطهايست ميان علم بودن و صفت شدن، پس مناسب آن بود كه بحسب لفظ نيز واسطه باشد ميانه علم كه اللَّه است و صفت كه رحيم است.
و ذكر اين اسما در بسمله كه مفتتح كتاب كريم است به جهت محكمى و پايدارى اساس مبانى جود و احسان است، و استوارى بناى تطوّل و امتنان، و اميدوارى بر معالى عفو و رحمت بر كافّه برايا، و ايمائى است به مضمون خبر خير