منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٦٩ - توضيح تفسير مفردات دعاهاى مذكوره
كامل بودن در علم و عمل است، و درين صورت كه مراد از طلب، كمال علم و عمل است، عطف علم بر حكم در حديث حضرت رسالت ٦ كه وهب اللَّه له حكما و علما[١]، از قبيل تجريد خواهد بود، چه حكم را از علم كه جزء مفهوم اوست تجريد نموده عمل محض خواسته خواهد بود.
و ارباب كمال، لسان صدق في الآخرين را دو تفسير كردهاند: اول- آنكه مراد حضرت ابراهيم ٧ صيت حسن و ذكر جميل است در ميان امم لاحقه تا انقضاى دهر كه او را به صفات پسنديده و سمات حميده ياد كنند، و حضرت عزّت- عمّت عطيّاته- دعاى او را مستجاب گردانيده، چه امم لاحقه همه او را دوست مىدارند و او را ستايش مىكنند، و ذكر جميل او در افواه خاصّ و عامّ جارى، و صيت او در تمام عالم سارى است.
دويم- آنكه مراد حضرت ابراهيم ٧ آنست كه حضرت عزّت، صادقى از ذرّيّت او كرامت كند كه به زيور علم و فلاح، و به حليه تقوا و صلاح آراسته باشد تا معالم دين قويم آن حضرت را احيا گرداند و مردم را به راه راست و ملّت حنيفى[٢] دعوت نموده هدايت كند، چنان كه آن حضرت ايشان را دعوت مىنمودند و هدايت مىكردند، تا آثار دين او تا روز قيامت قائم و باقى بوده باشد. و تير اين دعا نيز به هدف اجابت رسيده، چه حضرت خاتم النّبيّين ٦ را كه از جمله ذرّيّه اوست بر كافّه انام تا قيام قيامت پيغمبر گردانيده، و ملّت حنيف او تا انقضاء زمان باقى داشته است، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ*.
پس چون تو خواهى كه داخل مسجد شوى و اين دعا را بخوانى بايد كه قصد بقاى ذكر جميل خود نمائى كه در ميان مردم به صفات پسنديده و خصال گزيده
[١] به حديث مذكور بعد از دعاى آداب به مسجد رفتن مراجعه شود ص ٦٠ سطر ٢.
[٢] ملت حنيف: مذهب و آئينى كه در راه راست فطرت قرار گرفته و از انحراف مصون مانده باشد.