منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٢٩٣ - در تنگ بودن وقت مغرب
«يعنى كسى كه تأخير نماز مغرب بكند تا ستارهها نمودار شوند من ازو برىام».
و چنانچه روايت كرده است شيخ الطّائفة در كتاب «تهذيب» به سند صحيح از ذريح كه گفت: گفتم به امام جعفر صادق ٧ كه: جمعى از اصحاب ابى الخطّاب قيام مىكنند به نماز مغرب وقتى كه ستارهها همه نمايان مىشود، آن حضرت فرمودند:
ابرأ الى اللَّه تعالى ممّن فعل ذلك متعمّدا.
يعنى «دورى مىگزينم و پناه مىبرم به سوى خداى تعالى از آن كسى كه عمدا اين فعل كند» يعنى نماز مغرب را تأخير كند تا وقتى كه ستارهها نمودار شوند.
و چنانچه روايت كرده است در كتاب «تهذيب» به سند صحيح از امام بحق ناطق امام جعفر صادق ٧ كه آن حضرت فرمودهاند:
انّ جبريل ٧ امر رسول اللَّه ٦ بالصّلوات كلّها، فجعل لكلّ صلاة وقتين الّا المغرب فانّه جعل لها وقتا واحدا.
يعنى: «بدرستى كه جبرئيل ٧ پيغمبر- صلوات اللَّه عليه و آله- را از جانب خداى تعالى امر به نماز پنجگانه نمود، پس از براى هر نماز دو وقت مقرّر داشت سواى نماز مغرب كه از براى آن يك وقت قرار داد».
[در تنگ بودن وقت مغرب]
و در روايات متعدّده معتبره نيز وارد شده است كه بيرون مىرود وقت نماز مغرب به بر طرف شدن شفق مغربى، يعنى همين كه سرخى شفق مغرب برطرف شود وقت مغرب منقضى مىشود. و جماعتى از علماى ما- رضوان اللَّه عليهم- عمل به آن كرده گفتهاند كه: ما بين غروب آفتاب و بر طرف شدن شفق از جانب مغرب وقت نماز مغرب است نسبت به كسى كه اختيار داشته باشد و مانع شرعى از اداء نماز نداشته باشد، پس او را جايز نيست كه نماز مغرب را به نيّت ادا گزارد چه نظر به او قضاست.
و بعد از آن وقت مغرب كسى است كه مضطر باشد و مانع شرعى از اداء نماز داشته باشد، پس او را جايز است كه به نيّت ادا گزارد چه نظر به حال او ادا است نه قضا.