منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٥٥ - «اهدنا الصراط المستقيم»
مشاهده توانند كرد، و به سبب آن كوههاى انانيّت و خودپرستى كه سدّ راه ايشان شده از هم پاشيده شود و خود را هباء منثورا ديده همه او شوند و آنچه غير اوست همه را در معرض هلاك و فنا آورند، و پرده تعلّق به ما سوى را كه در پيش نظر دارند از هم دريده، بگويند: لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ[١]. و اين نوع از هدايت مختص است به اولياء و كسانى كه متّصف به صفات ايشان بوده باشند. پس هر گاه كه آيه كريمه اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ را اصحاب مرتبه سيّم تلاوت مىكنند ايشان به هدايت اراده مرتبه چهارم مىنمايند كه عبارت از ملاحظه اسرار كمال و مطالعه انوار جمال است. و هر گاه كه اصحاب مرتبه چهارم قرائت مىكنند اراده ثبات و استقامت مىنمايند بر آنچه ايشان بر آنند از هدايت، چنانچه روايت شده است از سر خيل ارباب حال و سرچشمه جويبار هدايت و كمال امير المؤمنين على ٧ در تفسير اهْدِنَا كه مراد ثبّتنا است، يعنى ثبّتنا على دين الاسلام، يعنى ثابت دار ما را بر دين اسلام. يا مراد زيادتى هدايت است يعنى هدايتى كه ما را كردهاى زياده گردان.
و هدايت بر معنى اول كه ثبّتنا باشد مجاز است و همچنين بر معنى دوم كه زيادتى هدايت باشد نيز مجاز است اگر مفهوم زيادتى را در اصل مفهوم هدايت اعتبار نمايند، و اگر زيادتى را در اصل مفهوم اعتبار نكنند حقيقت خواهد بود.
و «صراط» در اصل لغت، جاده را گويند، و آن در اصل به سين بوده است، و «سراط» به سين عبارت از طريق سهل و آسان است. و اصل «سراط» از سرط الطّعام يسرطه سرطا اذا ابتلعه است. و وجه مناسبت آنست كه گويا طريق، سالك خود را ابتلاع مىكند و فرو مىبرد، يا سالك طريق، طريق را فرو مىبرد. و ابن كثير به سين خوانده است و ما عدا حمزه به صاد خواندهاند، و حمزه چنان خوانده است كه به اشمام صاد صوت زاء بهم مىرسد يعنى ميان صاد
[١] سوره غافر: ٤٠- آيه ١٦.