منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٧٧ - تفسير مفردات دعاهاى اين فصل
مترجم گويد: «ببايد دانست كه معنى دوست داشتن خداى تعالى مر بندگان را چنانچه مصنّف- قدّس سرّه- در شرح حديث سى و پنجم از كتاب «اربعين» ايراد كرده است آنست كه حجاب بيگانگى را از پيش دل او بر دارد، و تمكين دهد او را كه بر بساط قرب و آشنائى او به راه رود، زيرا كه امثال اين صفات را كه به خداى تعالى نسبت مىدهند به اعتبار اثر و فايدهايست كه بر آن صفات مترتّب است نه به اعتبار مبادى آن صفات.
و علامت دوستى خداى تعالى مر بنده را آنست كه توفيق دهد او را كه قطع تعلّق از دار غرور نموده به عالم نور كه عبارت از عالم انس به خدا و آشنائى اوست عروج نمايد، و از آنچه غير اوست بالكلّيّه بريده و منقطع شود، و چنان گردد كه جميع فكرها و خيالات او يكى شود، و بعد و دورى از ميان او و خدا برداشته شود.
و بعضى از ارباب عرفان گفتهاند: اذا اردت ان تعرف مقامك فانظر فيما اقامك. يعنى: چون خواهى كه بدانى مقام خود را نزد پروردگار خود، درنگر در آنچه ترا بر پاى داشته است در آن- و اللَّه الموفّق».
«و حياطة الاسلام»
- به حاء بىنقطه و ياء به دو نقطه زيرين و طاء بىنقطه- به معنى حفظ و حراست و نگاهداشتن است از جميع جوانب آن.
«و اوقفهم عمّا حذّرت»
مراد آنست كه استاده گردان و بترسان ما را از آن چيزى كه حذر از آن فرمودهاى و نهى از آن كردهاى، چه هر كه باز ايستد از چيزى و حذر نمايد از آن هر آينه داخل آن چيز نخواهد شد و مرتكب آن نخواهد گرديد.
«و سائر خلقك»
اگر «سائر» را مجرور بخوانند عطف بر
«ملائكتك»
خواهد بود، و اگر به نصب بخوانند عطف بر
«سمائك»
. مترجم گويد: «بعضى گويند كه: مراد از ساير خلق، ما بقى خلق است، و اين مأخوذ است از سؤر الاناء اى ما بقى منه. و بعضى گويند كه: مراد از ساير خلق،