منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٢٧٨ - توضيح (تفسير مفردات دعاهاى مذكور)
آن حضرت را بر آن سفره حاضر كردند، و متوكّل و اهل مجلس او جميع بر سفره نشستند و مشعبد نيز بر جاى نشست. چون دست به طعام آوردند حضرت امام ٧ دست به جانب يكى از آن نانها دراز كرد آن نان به شعبده از سفره برخاسته به جانب سقف خانه بالا رفت، پس آن حضرت متوجه نان ديگر شد آن نيز طيران نمود.
متوكّل و اهل مجلس ازين حال خنديدند. رنگ آن حضرت متغيّر گرديد پس نظر بر جانب صورت شيرى كه در يكى از بساط آن منزل تصوير كرده بودند نموده گفت: بگير اين دشمن خدا و رسول را. في الحال به قدرت الهى و كرامات اهل بيت حضرت رسالت پناهى آن شير به حركت در آمده از جاى خود برجست و آن مشعبد را از هم بر دريده فرو برد و باز به صورت اول چنان كه بود عود نمود.
متوكّل و جميع اهل آن محفل از مشاهده اين معجزه ترسان و هراسان شدند و بيهوش گشتند. چون متوكّل به هوش آمد عذر بسيار از آن خلاصه ابرار خواست و قسم ياد كرد كه من نگفته بودم. حضرت عذر آن غدّار را دانسته قبول نموده از مجلس به منزل شريف خود رجعت فرمود- عليه و على آبائه صلوات اللَّه الملك المعبود.
«و اريتهم عجيب الآية اذ توسّلوا به في الدّعاء»
مراد به آيه عجيبه، معجزه ايست كه از حضرت هادى ٧ به ظهور رسيده، و آن چنانست كه بعض از مشايخ ما- رضوان اللَّه عليهم- ذكر آن كردهاند كه اين فقره اشاره به آنست كه: متوكّل اراده كرد كه به حضرت هادى ٧ اهانتى و استخفافى رساند، در روزى كه هوا در نهايت حرارت و گرمى بود فرمود تا منادى كردند كه: خليفه اراده سوارى فلان موضع دارد و حكم چنان صادر شده كه غير جناب ايشان كسى ديگر سواره نباشد