منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤١٩ - فصل ششم در دعاى امام سجاد(ع) كه بعد از نافله شب مىخواندهاند
غذاء البرّ اللّطيف، تفعل ذلك بىتطوّلا علىّ الى غايتى هذه، و لا اعدم برّك، و لا يبطئ بىحسن صنيعك، و لا تتأكّد مع ذلك ثقتى، فاتفرّغ لما هو احظى لى عندك، قد ملك الشّيطان عنانى في سوء الظّنّ و ضعف اليقين، فأنا اشكو سوء مجاورته لى، و طاعة نفسى له، و استعصمك من ملكته، و اتضرّع اليك في ان تسهّل الى رزقى سبيلا.
[خداوندا و تويى كه مرا به صورت آبى پست و بىارزش از صلبى با استخوانهاى فشرده و درهم و تنگ راه به رحمى تنگ وارد ساختى، و آن را به پردههايى پوشاندى، و مرا در آنجا از حالى به حالى گرداندى تا مرا به صورت كاملى در آوردى و اعضاء و جوارح در من بساختى چنان كه در كتاب خويش توصيف كردهاى كه: «به صورت نطفهاى سپس خون بستهشدهاى سپس گوشت جويده جويدهشدهاى سپس استخوانهايى در آورديم» سپس استخوانها را گوشت پوشاندى و سپس مرا آفرينش ديگرى دادى همان گونه كه خواستى، تا اينكه چون نياز به روزيت پيدا كردم و از يارى فضلت بىنياز نبودم، قوتى از زيادى طعام و شرابى كه براى كنيزت همان كه مرا در شكمس ساكن نموده و در آرامگاه رحمش سپرده بودى برايم قرار دادى.
پروردگار من اگر در اين حالات مرا به نيروى خودم وامىگذاشتى يا به قوّت خويشم حواله مىكردى البته كه نيرو از من كناره بود و قوّت از من دور، پس با فضل خويش همچون مهربانى نرمخو مرا تغذيه دادى، و اينها را از روى لطف و احسانت بر من كردهاى تا بدينجا رسيدهام، و در همه حال از مهربانىات خالى نبوده، و خوشرفتاريت به من كند نبوده است، و با اين همه اطمينانم به تو زياده و محكم نشد تا خود را براى چيزى كه نزد تو برايم به مراتب پر بارتر است آسوده خاطر كنم، راستى كه شيطان عنان مرا در بدگمانى و سستى يقين به دست گرفته، پس از سوء مجاورت وى با من و