منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٢٩٢ - دعاى دخول وقت مغرب
[دعاى دخول وقت مغرب]
احطت على نفسى و اهلى و مالى و ولدى من غائب و شاهد باللَّه الّذى لا إِلهَ إِلَّا هُوَ، عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ، الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ، الْحَيُّ الْقَيُّومُ، لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ- إلى قوله تعالى- وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ.
(بقره، آيه ٢٥٥) [خودم و اهل و مال و فرزندانم از غائب و حاضر را در حفظ و مراقبت قرار دادم به يارى خداوند كه معبودى جز او نيست، داناى غيب و آشكار، رحمان و رحيم، و زنده و پاينده است، چرت و خواب فرايش نگيرد- تا- و او بلند پايه و بزرگ است].
و تو مخيّرى كه اقتصار كنى بر يكى از اين ادعيه ثلاثه به تخصيص، گاهى كه ترس از تنگى وقت نماز داشته باشى. بعد از آن سزاوار آنست كه مبادرت نمائى به سوى نماز مغرب زيرا كه از روايات معتبره كه از ارباب عصمت و اصحاب هدايت سلام اللَّه عليهم وارد شده مستفاد مىشود كه چون وقت نماز مغرب داخل شود بايد كه بىتأخير متوجّه نماز مغرب شود به جهت آنكه وقت آن مضيّق است، و روايات درين باب متظافر است.
چنانچه روايت كرده است ثقة الاسلام در كتاب «كافى» به سند صحيح از امام بحق ناطق امام جعفر صادق ٧ كه آن حضرت فرمودهاند:
انّ جبرئيل ٧ اتى النّبىّ ٦ لكلّ صلاة بوقتين غير صلاة المغرب فانّ وقتها واحد، و وقتها وجوبها.
يعنى: «بدرستى كه جبرئيل ٧ از براى حضرت رسالت ٦ از جهت هر نماز دو وقت آورد به غير از نماز مغرب كه وقت آن يكى است، و آن وقت وجوب آنست كه اول وقت مغرب باشد».
و چنانچه روايت كرده است رئيس المحدثين در مجلس شصت و دوم از كتاب «امالى» از ابى اسامه كه گفت: شنيدم از امام بحق ناطق امام جعفر صادق ٧ كه مىفرمودند:
من اخّر المغرب حتّى تشتبك النّجوم فأنا منه برىء.