منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٩١ - بحث در توجيه استغفار معصوم
جميع اوقات عمر ايشان مستغرق ياد خدا بوده است چنانچه لمحهاى دلهاى خود را از آن فارغ نمىداشتهاند، و خاطرهاى ايشان متعلّق به ملأ أعلى و مربوط به عالم بالا بوده، و ايشان هميشه حق را در نظر بصيرت خود داشته در مراقبت و مواصلت او به سر مىبردهاند، چنانچه امير المؤمنين- صلوات اللَّه عليه- فرمودهاند:
اعبد اللَّه كأنّك تراه، فإن لم تكن تراه فانّه يراك
[١]، يعنى: «به عبادت خداى قيام نماى چنان كه گويا او را مىبينى، چه اگر تو او را نمىبينى بدرستى كه او ترا مىبيند».
پس چون ازين مرتبه رفيعه فرود مىآمدهاند و مشغول به كار ديگر مىشدهاند از امورى كه لازمه زندگانيست مثل خوردن غذائى، يا آشاميدن آبى، يا مباشرت حلالى، يا مثل آن امرى از امور مباحه، آن را پيش خود گناه بزرگى مىشمردهاند، و خطاى عظيمى مىدانسته، و در حال در مقام استغفار از آن در مىآمده آمرزش آن را از خداى خود مىدانسته، و در حال در مقام استغفار از آن درمىآمده آمرزش آن را از خداى خود مىخواستهاند، چنان كه بعض از نزديكان و تابعان ملوك اگر در حالت مجالست و مصاحبت پادشاه متوجّه به ديگرى يا ملتفت به چيزى شوند، در زمان، در اعتذار مىكوشند و آن را گناه مىشمرند؛ و همچنين نمىبينى كه بعض خدم و بندگان ارباب دنيا اگر در جايى كه نظر صاحب ايشان بر ايشان باشد و دانند كه صاحب ايشان ايشان را مىبيند لمحهاى به اكل و شرب مشغول شوند در نظر مردم گناهكار و مستحق ملامت مىنمايند؟! پس چه گمان دارى گاهى كه اين امر نسبت به صاحب همه صاحبان، و مالك جميع مالكان وقوع يابد؟
و به اين اشارتست كلام حضرت ٧ كه:
حسنات الابرار سيّئات المقرّبين
[٢].
و برين معنى محمولست آنچه روايت كرده است ثقة الاسلام محمّد بن يعقوب كلينى
[١] اين جمله در سفارشات رسول خدا٦ به ابى ذر( ره) آمده و مرحوم شيخ طوسى در« امالى» آن را نقل، و علامه مجلسى در« عين الحياة» آن را شرح كرده است.
[٢] كارهاى خوب نيكان براى مقربان درگاه خداوندى گناه محسوب است.