منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٥ - مقدمه
است بر اقلّ، چنانچه مقرر ارباب علم معانى و بيان است، و تغليب بابى است از بلاغت. چه ممكن است كه حضرت رسول ٦ بنا بر تغليب اكثر بر اقل نماز صبح را عجماء گفته باشند، يعنى چون اكثر نمازهاى روز اخفاتى است، و اقل جهرى پس مىتواند بود كه آن حضرت ٦ اقل را كه نماز صبح است از باب تغليب اكثر بر اقل اخفاتى فرموده باشند، و اين منافات ندارد بآن كه نماز صبح كه جهرى است از نمازهاى روز باشد.
و مىتواند بود كه آن حضرت ٦ از باب مبالغه در تغليس به آن، نماز صبح را داخل نمازهاى شب شمرده باشند تا مردم در ادا كردن آن تعجيل نمايند و در تاريكى شب تهيه آن كنند، چه غلس- به غين معجمه و فتحتين و سين مهمله- عبارت از تاريكى آخر شب است. قال في «القاموس»: الغلس محركة: ظلمة آخر اللّيل. و تغليس عبارت از بجا آوردن آن فعل است در وقت تاريكى، چنانچه مصنّف- رحمة اللَّه- در حاشيه اشاره به آن نموده است كه: التغليس هو فعل الشّىء في وقت الغلس. و در روايت آمده كه حضرت پيغمبر ٦ نماز صبح را در تاريكى شب ادا مىكردهاند به حدّى كه چون از نماز فارغ مىشدهاند زنانى كه به آن حضرت اقتدا مىنمودهاند در وقت انصراف، ايشان را احتياج به پوشيدن روى نمىبود به سبب تاريكى شب.
و مؤيّد اين است آنچه رئيس المحدثين در كتاب «من لا يحضره الفقيه» روايت كرده كه يحيى بن اكثم از حضرت امام بحق عالم امام موسى كاظم ٧[١] سؤال نمود كه: سبب جهر در قرائت نماز صبح چه چيز است و حال آنكه داخل نمازهاى
[١] در نسخه عربى كتاب« ابا الحسن الاول» آمده كه همان حضرت امام كاظم( ع) است ولى ظاهرا لفظ« الاول» از جانب كاتبان اضافه شده زيرا يحيى بن اكثم امام كاظم( ع) را درك نكرده بلكه صحيح« ابا الحسن الثالث» يعنى امام دهم( ع) است چنانچه در« علل الشرائع» آمده است.