منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٢١١ - آداب عمامه بستن
در وقت پيچيدن دستار قايل به اين گفتار باشد كه:
اللّهمّ سوّمنى بسيماء الايمان، و توّجنى بتاج الكرامة، و قلّدنى حبل الاسلام، و لا تخلع ربقة الايمان من عنقى.
[خداوندا مرا به نشان ايمان نشانه گذار، و تاج كرامت بر سرم نه، و ريسمان اسلام به گردنم آويز، و هرگز بند ايمان از گردنم مگشا].
و بايد كه نشسته دستار را بر سر نپيچى بلكه در وقت پيچيدن بر پاى ايستاده باشى، و هر گاه عمامه را بپيچيدى پس بايد كه به آن تحت الحنك ببندى چه تحنّك از سنن مؤكّد است، و روايت كرده است شيخ الطّائفة و امام الشّيعة در كتاب «تهذيب الاحكام» بسند حسن از امام بحق ناطق امام جعفر صادق ٧ كه آن حضرت فرمودهاند:
من اعتمّ و لم يدر العمامة تحت حنكه فاصابه داء لا دواء له فلا يلومنّ الّا نفسه.
يعنى: «هر كس كه دستار پيچيد و طرف عمامه را از شيب ذقن كه عبارت از تحت حنك است نگرداند هر آينه دريابد او را دردى كه علاج نداشته باشد، پس در آن وقت ملامت نكند مگر نفس خود را».
و نيز روايت كرده است رئيس المحدّثين در كتاب «من لا يحضره الفقيه» از امام بحق ناطق امام جعفر صادق ٧ كه آن حضرت فرمودهاند:
انّى لاعجب ممّن يأخذ في حاجته و هو على وضوء كيف لا تقضى حاجته؛ و انّى لا عجب ممّن يأخذ في حاجته و هو معتمّ تحت حنكه كيف لا تقضى حاجته.
خلاصه مضمون خير مشحون كلام بلاغت انتظام آنكه: «عجب دارم از كسى كه با وضو باشد و در طلب حاجت خود شتابد چگونه باشد كه حاجت او برنيايد، و عجب دارم از كسى كه تحت الحنك بسته باشد و در پى مهمّى رود چگونه باشد كه بر حاجت و مهم خود ظفر نيابد».