منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٤٥ - «إياك نعبد و إياك نستعين»
و حواسّ ظاهرى و باطنى خود، يا به اعتبار ملاحظه جميع آنچه دايره امكان احاطه آن كرده است و متّسم به سمه وجود گردانيده[١]، قال سبحانه: وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ.[٢] دوم- آنكه متكلّم اشاره نموده است به حقارت نفس خود از عرض نمودن عبادت خود منفردا در بارگاه كبريا و عظمت، و طلب معونت مستقلّا بدون ضمّ كردن و داخل ساختن عبادت خود در جمله عبادت جماعتى كه در عرض عبادت در بارگاه كبريا و عظمت، با او شريكند، پس خود را در جماعتى كه با او در عبادت و طلب معونت شريكند داخل ساخته است و عبادت خود را با عبادت ايشان ضم كرده، چنانچه دأب و عادت است كه در وقت عرض تحف و هدايا در خدمت سلاطين؛ جمعى كه هديّه حقيرى دارند و لايق آن ندانند كه منفردا به نظر سلطان رسانند با هم متّفق شده آنچه دارند از هدايا همه را بر سر هم مىگذارند و به يك بار به معرض عرض سلطان در مىآورند، و رفع حاجت خود را به ايشان در ضمن آن مىنمايند.
|
به طفيل همه قبولم كن |
اى اله من و اله همه |
|
سيّم- آنكه چون اظهار كردن ما در خطاب به او- جلّ شأنه- به اينكه خضوع ما بر وجه تامّ و استعانت ما در جميع مهامّ منحصر است به او- تعالى وحده- با آنكه بيشتر خضوع و رقّت قلب ما به غير اوست از اهل دنيا از ملوك و وزرا و هر كه در جنب ايشانست از علما و فضلا و ابوين و غير هم متضمّن جرأت عظيم و جسارت جسيم است، چنانچه گفتهاند:
[١]« و متسم به سمه وجود شده است» با متن بهتر تطبيق مىكند. و سمه- به كسر سين- به معنى نشانه و علامت است. يعنى نشان وجود پيدا كرده است.
[٢] سوره اسراء: ١٧- آيه ٤٤:« و چيزى نيست جز اينكه تسبيح مىكند همراه با حمد پروردگارش».