منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٢٩٧ - تعيين وقت نافله مغرب
است رئيس المحدثين در كتاب «من لا يحضره الفقيه» از امام بحق ناطق امام جعفر صادق ٧ كه آن حضرت فرمودهاند:
من صلّى المغرب ثمّ عقّب و لم يتكلّم حتّى يصلّى ركعتين كتبتا له في علّيّين، فإن صلّى اربعا كتبت له حجّة مبرورة.
يعنى: «هر كس كه نماز مغرب را ادا كند و بعد از آن تعقيب بخواند و تكلّم نكند تا دو ركعت اول نافله آن را بگزارد، مرتبه نماز او را در علّيّين مىنويسند، و اگر تكلّم نكند تا آن دو ركعت ديگر را نيز بگزارد ثواب حج مبرور نيكو در نامه اعمال او مىنويسند».
و كراهت حرف زدن ميانه چهار ركعت يعنى ميان دو ركعت اول و دو ركعت دوم شهرتى ندارد، و آنچه دلالت بر كراهت آن دارد روايت ابى الفوارس است كه گفت:
نهانى ابو عبد اللَّه ٧ عن ان اتكلّم بين الاربع الّتى بعد المغرب.
يعنى: «نهى كرد مرا ابو عبد اللَّه ٧ از حرف زدن در ميان چهار ركعت بعد از مغرب».
و استدلال كرده است علّامه حلّى- قدّس سرّه- در كتاب «منتهى المطلب» به اين روايت بر كراهت حرف زدن در ميانه نماز مغرب و نافله آن، و شيخ ما شيخ شهيد- طاب ثراه- نيز در كتاب «ذكرى» درين استدلال با او موافقت كرده، و آن چنانست كه مىبينى.[١]
[تعيين وقت نافله مغرب]
و اول وقت اين چهار ركعت فارغ شدن از نماز مغرب است كه در اول وقت گزارده شود، و آخر آن بر قول مشهور بر طرف شدن سرخى است كه در جانب مغرب بهم مىرسد. و مزاحم نمىشود نماز عشا نافله مغرب را خواه متلبّس به آن شده
[١] يعنى ضعيف است. و مرحوم مؤلف در وجه ضعف آن فرموده:
« وجه ضعف اين استدلال آنست كه نهى در اين روايت نهى از تكلم بين نماز مغرب و نافله نيست بلكه نهى از تكلم در بين اجزاء نافله است».