منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٥٧
نعم الهى يا دنيوى است يا اخروى، و هر كدام از اينها يا موهبى است يا كسبى، و هر كدام از اينها نيز يا روحانى است يا جسمانى. و تفصيل اينها اينست كه:
نعمت دنيوى موهبى يا روحانى است مثل افاضه عقل و فهم، يا جسمانى است مثل خلق اعضا. و نعمت دنيوى كسبى يا روحانى است مثل تخليه نفس به اخلاق زكيّه، يا جسمانى است مثل تزيين بدن به هيأت مطبوع پاكيزه.
و نعمت اخروى موهبى يا روحانى است مثل آمرزش گناهان به غير توبه پيش از آن، يا جسمانى است مثل جويهاى از شير و عسل در بهشت عنبر سرشت. و نعمت اخروى كسبى يا روحانى است مثل آمرزش گناهان و معصيت بعد از توبه و انابت، يا جسمانى است مثل تلذّذات جسمانيّه مستجلبه به فعل طاعات و عمل عبادات؛ و مراد به نعمت در اين آيت وافى هدايت نعم چهارگانه آخر است كه عبارتست از غفران ذنوب بغير توبه و انابت، و انهار شير و عسل در جنّت، و غفران ذنوب با توبه و انابت، و ملذّذات جسمانيّه مستجلبه به فعل طاعات و عمل عبادات؛ و آنچه وسيله يافتن اين چهار شود از نعم چهارگانه اول.
و «غضب» عبارت از ثوران[١] يعنى برانگيختن نفس است بواسطه اراده انتقام. و هر گاه اسناد غضب به حضرت عزت شود به اعتبار غايت است يعنى به اعتبار علّت غايى است، چه مراد به غضب حضرت عزت- جلّ ذكره- آنست كه با ايشان بر وجهى سلوك نمايد كه كسى بر كسى غضب كند و عايد سازد به ايشان آنچه بر غضب مترتّب است يعنى جزاء بد. و برين قياس است اكثر صفاتى كه به حضرت عزت- تعالى وحده- نسبت مىدهند مثل رحمت كه در لغت به معنى رقّت قلب است و مايل داشتن دل است به جانب مردم، و به اعتبار غايت يعنى اثرى كه بر رقّت قلب مذكور مترتّب مىشود به حضرت عزت اسناد مىكنند و او را- تعالى وحده العزيز- الرحيم مىگويند و آن در گذرانيدن از زلّات و تقصيرات است و بخشيدن
[١] در نسخه ب: شزران.