منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٣٧٠ - آداب تخلى
و هر گاه اراده استنجا كردن به آب كنى بايد كه اين دعا بخوانى:
الحمد للَّه الّذى جعل الماء طهورا، و لم يجعله نجسا.
[سپاس خدايى را كه آب را پاك و پاكيزه ساخت، و نجس قرارش نداد].
و بايد كه استنجا به دست چپ كنى، خواه استنجا به آب واقع شود و خواه به احجار. و اگر در آن دست انگشترى بوده باشد كه نگين آن از حجاره زمزم باشد يعنى سنگى كه از چاه زمزم بر آمده باشد از دست برآورى.
مترجم گويد: «چه روايت امر به نزع آن در وقت استنجا على سبيل استحباب وارد شده است، و صاحب «شارع نجات» گفته كه: در نسخ مصحّحه «كافى» در مضمره ابن عبد ربّه بجاى لفظ زمزم لفظ زمرّد واقع است- به ضمّ زاء معجمه و ميم و راء مشدّده قبل از دال معجمه- و آن نوعى است نفيس از جواهر معادن، انفس از زبرجد. و شيخ شهيد- قدّس اللَّه روحه- در «ذكرى» گفته است: و سمعنا مذاكرة. و مصنّف- طاب ثراه- نيز در حاشيه تصريح به اين تصحيح كرده است، نهايتش گفته: الاظهر انّه الحجر المستخرج من بئر زمزم يتّخذ منه الفصوص- و اللَّه أعلم».
و بايد كه مقعد را به انگشت بنصر بشوئى، و قضيب را به دست راست مسّ نكنى، و در ازاله غير متعدّى از غايط، اختيار آب بر استجمار كنى، و جمع كردن ميانه آب و استجمار را در متعدى و غير متعدى در استحباب افضل و اكمل دانى، و در شستن مخرج غايط آن مقدار مبالغه كنى كه احساس صرير كه عبارت از درشتى محل است نمائى.
و در حال استنجا بگوى:
اللّهمّ حصّن فرجى و اعفّه، و استر عورتى، و حرّمنى على النّار.
[خداوندا دامن عفتم را نگهدار و عفيفش بدار، و عورتم را بپوشان، و مرا بر آتش دوزخ حرام گردان].