منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٣ - فصل دوم دعاى هنگام وضو و تفسير مفردات آن
بعد از آن مضمضه كردند يعنى سه مرتبه به دست مبارك آب در دهان كردند، و در آن حين مبادرت به خواندن اين دعا فرمودند:
اللّهمّ لقّنّي حجّتى يوم القاك، و اطلق لسانى بذكراك.
يعنى «بار خدايا تفهيم من كن و به زبان من ده حجّت مرا روزى كه به موقف لقاى تو در آيم تا به آن توسّل جويم به جواب آنچه از من پرسند، و گويائى ده زبان مرا به ذكر خود تا هميشه به آن مشتغل باشم». گفت بعد از آن استنشاق كردند يعنى سه مرتبه به دست مبارك آب در بينى كردند و در آن حين تكلّم به اين دعا نمودند.
اللّهمّ لا تحرّم علىّ ريح الجنّة، و اجعلنى ممّن يشمّ ريحها و روحها و طيبها.
يعنى «بار خدايا حرام مگردان بر من نسيم بهشت را، و بگردان مرا از جمله آن كسانى كه استشمام آن مىكنند و از نكهت و بوى خوش آن دماغ جان را معطّر مىسازند». گفت: بعد از آن روى مبارك را شستند و در حال غسل اين دعا را بر زبان مبارك گذرانيدند:
اللّهمّ بيّض وجهى يوم تسودّ فيه الوجوه، و لا تسوّد وجهى يوم تبيضّ فيه الوجوه.
يعنى «بار خدايا سفيد رو گردان مرا روزى كه بندگان گناهكار تو از خجلت بسيارى گناه خود سياه رو مىشوند، و سياه رو مگردان مرا روزى كه بندگان نيكو كردار تو در جزاى حسن كردار سفيد رو مىباشند». بعد از آن دست راست را شستند، و در حال شستن آن مشغول خواندن اين دعا بودند:
اللّهمّ اعطنى كتابى بيمينى، و الخلد في الجنان بيسارى، و حاسبنى حِساباً يَسِيراً.
يعنى «بار خدايا در موقف عرصات كه نامه اعمال نيكوكاران به دست راست ايشان داده مىشود، و نامه سيّئات بدكرداران به دست چپ، تا بر اعمال خود اطّلاع يابند و جزائى كه به ايشان رسد حق و عين معدلت دانند، نامه اعمال مرا به دست راست من ده، و از تقصيرات من كه مقتضى نامه به دست چپ دادن باشد در گذر، و خلود بهشت