منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤١٧ - فصل ششم در دعاى امام سجاد(ع) كه بعد از نافله شب مىخواندهاند
ضيّعها هلك، و لست اتوسّل اليك بفضل نافلة مع كثير ما اغفلت من وظائف فروضك، و تعدّيت عن مقامات حدودك، الى حرمات انتهكتها، و كبائر ذنوب اجترحتها، كانت عافيتك لى من فضائحها سترا، و هذا مقام من استحيا لنفسه منك، و سخط عليها و رضى عنك، فتلقّاك بنفس خاشعة، و رقبة خاضعة، و ظهر مثقل من الخطايا، واقفا بين الرّغبة اليك، و الرّهبة منك، و انت اولى من رجاه، و احقّ من خشيه و اتّقاه، فاعطنى يا ربّ ما رجوت، و آمنّي ما حذرت، و عد علىّ بعائدة رحمتك، انّك اكرم المسئولين.
[خداوندا مرا امر كردى و من ترك نمودم، و مرا باز داشتى و من مرتكب شدم، و انديشههاى ناپاك، خطاها را در نظرم آرايش داد پس در انجام وظيفه كوتاهى كردم، نه روزى را گواه روزهام مىگيرم، و نه با بيدارى شبى (به تو) پناه مىجويم، و تو به سبب احياء سنتى در آن بر من ثنا نگويى، سواى آن واجباتت كه هر كس تباهش سازد هلاك شود، و نيز با فضل هيچ مستحبى به تو متوسل نگشتم با اينكه از بيشتر وظائف واجب غفلت ورزيدهام، و از مرزهايى كه معين نمودهاى تجاوز نموده، پرده حرامها را دريدم، و به گناهان بزرگى دست آلودم، كه عافيت تو پوششى برايم از رسواييهاى اينها بوده است.
و اينجا جايگاه كسى است كه بخاطر خودش از تو خجالت مىكشد، و بر خويش خشم گرفته و از تو خشنود است، پس با نفسى خاشع و گردنى خاضع و پشتى سنگين از خطاها در مقابلت قرار گرفته، و ميان دو حالت گرايش به تو و هراس از تو ايستاده و تو از همه كس كه بايد به او اميد بست سزاوارترى، و از هر كس كه بايد از او ترس و پرهيز داشت شايستهترى، پروردگارا پس آنچه را اميدوارم به من ببخش، و از آنچه در حذرم مرا ايمنى ده، و با بهرهاى از رحمتت به من رو كن، كه تو گرامىترين درخواستشدگانى].
اللّهمّ و اذ سترتنى بعفوك، و تغمّدتنى بفضلك في دار الفناء