منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٢٧٩ - توضيح (تفسير مفردات دعاهاى مذكور)
و جميع مردم از اشراف و اعيان از بنى هاشم و غير ايشان در ملازمت پياده مىرفته باشند. و قصد خليفه به اين امر احتقار شأن امام ٧ بود، و اينكه حكم به پياده رفتن جميع مردم كرده بود به واسطه اينكه گمان نكنند كه مقصود احتقار شأن آن رفيع الشّأن- عليه صلوات اللَّه الملك المنّان- است بلكه اين امر نسبت به جميع بزرگان است.
چون راه دور بود و هوا در نهايت حرارت، آن حضرت غرق عرق گشته بسيار مانده شده هر دم تكيه بر يكى از خادمان خود مىنمودند. در اين اثنا يكى از منافقان را نظر به حضرت افتاد كه بسيار مانده و آزردهاند، خواست كه از جانب متوكّل معذرت گويد، گفت: يا حضرت اين مشقّت و تعب مخصوص شما نيست، و خليفه قصد آزار و اهانت شما نكرده، بلكه جميع مردم به اين تعب گرفتارند.
حضرت امام ٧ به آن شخص گفت كه: به خدا قسم ناقه صالح نزد خداى تعالى عزيزتر از من نبود، و اين آيه را از قرآن بر زبان معجزبيان جارى ساختند:
تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ[١]. همچنان كه حضرت فرموده بودند در شب چهارم از آن سوارى، غلامان متوكّل اتّفاق كرده در وقتى كه متوكّل در مجلس نشسته بود بر سر او ريختند و به ضرب تيغ او را پاره پاره كردند، و آن مردى كه از جانب متوكّل عذر مىگفت به خدمت حضرت آمده توبه و بازگشت از معاصى نموده در سلك شيعيان و پيروان آن برگزيده ملك منّان منتظم گرديد.
اينست كلام بعض مشايخ عظام، و مخفى نخواهد بود كه اين فقره كه:
[١] سوره هود: ١١- آيه ٦٥:« تا سه روز در منازل خود بهرهور گرديد، كه اين وعدهاى است كه البته دروغ نيست» اين فرمايش حضرت صالح پيامبر( ع) است آنگاه كه قوم وى پند حضرتش نشنيدند و ناقه را پى كردند، و بدين كلام آنان را از عذاب الهى خبر داد.