منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٣٧ - در آداب ساختن وضوى كامل و طهارت ظاهر
قال: سألت ابا الحسن الرّضا ٧ عن المسح على القدمين كيف هو؟
فوضع كفّه على الاصابع ثمّ مسحها الى الكعبين. فقلت: لو أنّ رجلا قال باصبعين من اصابعه هكذا الى الكعبين؟ فقال: لا، الّا بكفّه كلّها.
يعنى: «راوى مذكور گفت كه: پرسيدم از حضرت امام رضا- عليه التحيّة و الثّناء- از مسح بر قدمين كه به چه كيفيّت است؟ پس آن حضرت در مقام بيان آن در آمده، كف دست مبارك خود را بر انگشتان گذاشتند و بعد از آن مسح كردند تا كعبين. راوى گويد: بعد از آنكه حضرت كيفيّت مسح را به اين طريق بيان نمودند گفتم: اگر چنانچه شخصى به دو انگشت به اين طريق مسح كند تا كعبين؟ پس آن حضرت فرمودند كه: نه، مگر آنكه به تمام كف خود تمام پشت پاى را مسح كند».
مترجم گويد: «مخفى نماند كه لفظ قال در حديث مذكور كه لو أنّ رجلا قال به معنى فعل است، و استعمال آن به اين معنى در كلام عرب شايع است چنانچه مصنّف- طاب ثراه- در حاشيه اشاره به آن كرده است.
و ببايد دانست كه مصنّف در كتاب «حبل المتين» گفته كه: آنچه اين حديث بحسب ظاهر دلالت دارد بر آنكه مسح پاها را به تمام كف مىبايد كرد هيچ كس از علما قائل به آن نشده است، و شيخ ابو القاسم- رحمه اللَّه- در كتاب «معتبر» و علّامه در «تذكره» نيز گفتهاند كه: واجب نيست استيعاب تمام ظهر قدمين به مسح، بلكه كفاف است آنقدر كه مسمّاى مسح در ضمن آن متحقّق باشد از سر انگشتان تا كعبين و اگر چه به عرض يك انگشت باشد، و نقل اجماع بر آن كردهاند، پس باكى نباشد حمل اين حديث بر استحباب. و قول امام ٧: لا، الّا بكفّه از قبيل قول پيغمبر ٦ است كه:
لا صلاة لجار المسجد ...
[١]، چنانچه علّامه در كتاب «منتهى المطلب» كه از مصنّفات اوست بيان آن كرده است ليكن مقام را گنجايش ذكر آن نيست
[١] نماز همسايه مسجد پذيرفته نيست جز اينكه در مسجد بگزارد. كه البته اين بيان به جهت تأكيد و استحباب مؤكد است.