منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٤٦ - «إياك نعبد و إياك نستعين»
|
ترا كه از دگران است استعانت امر |
زبان به كذب به إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ[١] مگشاى |
|
پس عدول نمود در فعلين از افراد به سوى جمع تا قصد تغليب اصفياء و ازكياء مخلصين بر غير ايشان كرده باشد و بدين سبب احتراز از كذب ظاهر و تهوّر شنيع نموده باشد.
چهارم- آنكه در اينجا اشارهاى است لطيف به مسألهاى فقهيّه و آن اينست كه: در شريعت غرّاء مطهّره ثابت است كه هر گاه شخصى متاع مختلفه به يك بيع فروخته باشد و بعض از آن متاع عيب دار بر آيد مشترى اختيار دارد در اينكه همه متاع را به بايع رد كند يا همه را نگاه دارد، و ارش كه تفاوت ميانه قيمت صحيح و قيمت عيب دار است بگيرد، اما جايز نيست كه تبعيض صفقه[٢] كند، يعنى عيب دار را ردّ كند و صحيح را نگاه دارد.
پس در اين مقام گويا عابد اراده كرده است كه بواسطه قبول شدن عبادت ناقص خود چارهاى سازد و حيلهاى بر انگيزد تا عبادت ناقصه خود را در معرض قبول درگاه ذو الجلال در آورد، لهذا عبادت ناقصه معيبه خود را با عبادت كامله صحيحه انبياء و اوليا و مقربان بارگاه عزّ و علا مندرج گردانيده است و جميع را صفقة واحدة به حضرت ذو الجلال و صاحب جود و افضال- تعالى وحده العزيز- عرض نموده پس حضرت عزّت اجلّ و اكرم از آنست كه از عبادت آنچه به كار آيد قبول كند و آنچه به كار نيايد رد نمايد، و چگونه چنين تواند بود و حال آنكه بندگان خود را نهى كرده است از تبعيض نمودن صفقه. و اين صورت كه جميع را نيز رد كند لايق و سزاوار به كرم عميم او نيست، پس چيزى كه ماند اينست كه بايد عبادت همه را قبول كند و آن عين مطلوب است.
[١] در يك نسخه: استعين.
[٢] صفقه به معنى دست به هم دادن است و كنايه است از معامله و خريد و فروش، زيرا در معامله چنين كارى صورت مىگيرد كه نشانه تمام شدن و لازم الاجراء شدن آن است.