منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٤٣ - «إياك نعبد و إياك نستعين»
دوم- تقديم آن چيزى كه مقدم است در وجود، زيرا كه مراد به إِيَّاكَ حق سبحانه و تعالى است، و چون ذات اللَّه تعالى در وجود مقدم است در عبادت نيز رعايت آن شده است.
سيّم- آنكه: ايمائى است لطيف به اينكه عبادتكننده و استعانت نماينده را سزاوار آنست كه در جميع امور مطمح نظر [او][١] اوّلا و بالذّات حضرت عزّت- تعالى وحده العزيز- بوده باشد.
همه جمال تو بينم چو چشم باز كنم برو تيره قول مشهور كه:
ما رأيت شيئا الّا رأيت اللَّه قبله[٢].
و نعم ما قيل:
|
دلى كز معرفت نور و صفا ديد |
ز هر چيزى كه ديد اول خدا ديد |
|
پس بعد از آنكه امعان نظر به ذات اللَّه تعالى كرده باشند بايد كه از آنجا نظر به نفوس خود كنند، نه من حيث ذواتها بلكه ازين حيثيّت كه اين نفس ملاحظهاى است از براى او- جلّ شأنه- و منسوب است به او- تعالى وحده- بعد از آن نظر به اعمال خود نمايند از طاعت و عبادت و امثال آن، نه ازين جهت كه از ايشان صادر شده است و به كارى مىآيد بلكه ازين حيثيت كه نسبتى است شريف و مواصلتى است لطيف ميانه ايشان و پروردگار عالميان- جلّ جلاله و عمّ نواله.
[امر سوم] و اما تكرير ضمير كه لفظ إِيَّاكَ باشد پس گويا كه نكته در آن چهار چيز است:
اول- آنكه نصّ كرده است بر تخصيص استعانت كه اگر چنانچه مذكور نمىساخت احتمال داشت كه مفعول بعد از آن تقدير كنند، و درين هنگام تنصيص بر تخصيص استعانت فوت مىشد.
[١] ضمير آنان بهتر است زيرا افعال بعدى همه بصورت جمع است.
[٢] نديدم چيزى را مگر آنكه خدا را پيش از آن ديدم.