منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٣٨ - «مالك يوم الدين»
تعالى: لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ[١].
چهارم آنكه: اشبه است به آنچه در خاتمه كتاب فرموده، چه وصف ذات خود را در سوره قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ اوّلا به ربوبيّت كرده، و ثانيا به ملكيّت توصيف نموده، پس درين صورت مناسبت افتتاح به اختتام بيشتر است.
پنجم آنكه: قرائت ملك مستغنى است از توجيه، به خلاف قرائت مالِكِ كه ظاهرش تنكير است، زيرا كه اضافه اسم فاعل به ظرف جارى مجراى اضافه اوست به مفعول به از روى مجاز، و مراد به «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» مالك جميع امور است در آن روز. و صفت معرفه يا محتاج به توجيه است مثل آنكه بگوييم كه: جايز بودن وصف معرفه به او به اراده معنى ماضى ازو بنا بر آنكه متحقّق الوقوع به منزله ما وقع است، يا آنكه بگوييم كه: مراد ازو استمرار و ثبوت است چه در علم نحو مقرّر است كه تا اسم فاعل به معنى حال يا استقبال نباشد عمل فعل خود نمىكند.
پس از قبيل اضافه حقيقى است و كسب تعريف از مضاف اليه كرده پس صفت معرفه مىتواند واقع شد- و اللَّه أعلم.
و قرائت ملك ازين توجيه مستغنى است زيرا كه اضافه او از قبيل اضافه است به غير معمول، مثل مصارع مصر، و كريم البلد[٢].
و «دين» به معنى جزاست، و از اينجاست كه مىگويند: كما تدين تدان، يعنى: چنان كه جزا مىدهى جزا داده مىشوى. و تخصيص «يَوْمِ الدِّينِ» به اضافه با آنكه حضرت عزّت ملك و مالك جميع اشياست در جميع اوقات، از جهت توقير و تعظيم آن روزست، يا بواسطه آنكه مالك و ملك بودن بعض مردم كه درين نشئه فانيه بحسب ظاهر حاصل است در آن روز زايل و باطل مىشود چه هيچ كس
[١] سوره غافر: ٤٠- آيه ١٦:« امروز ملك از آن كيست؟ از آن خداى يكتاى قهار است».
[٢] يعنى اضافه حقيقى است، بنا بر اين كسب تعريف كرده و معرفه شده و مىتواند صفت معرفه قرار گيرد.