منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٢٨٥ - توضيح تفسير مفردات دعاهاى مذكور
توضيح: [تفسير مفردات دعاهاى مذكور]
«جاعل الشّمس و القمر بحسبان»
يعنى مقدر گردانندهاى سير هر كدام از شمس و قمر را در بروج و منازل به حساب معيّن كه سر موئى از آن تجاوز نتوانند نمود.
«لك المحامد و الممادح»
يعنى جميع محامد و ممادح راجع است به سوى تو، و في الحقيقة محمود و ممدوح توئى، از براى آنكه توئى بخشنده هر قدرت و اختيار براى هر محمود و هر ممدوح.
«و منك العوائد و المنايح»
عوايد- به عين بىنقطه- جمع عايده است كه عبارت است از تعطّف و احسان. و تفسير منايح در آخر دعاى ساعت هفتم سمت گزارش يافت[١].
«اليك يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ»
تفسير كردهاند صعود به جانب معبود را به قبول آن از بندگان، و آيه وافى هديهاى كه اين فقره اشاره به آنست در قرآن چنين است: إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ[٢]. ضمير
«يرفعه»
يا راجع است به سوى «عمل صالح» يعنى عمل صالح در معرض قبول در مىآيد كما هو المراد في هذا الدّعاء يا راجع است به سوى كلم طيّب، به اين معنى كه عمل صالح رفع كلمه طيّبه مىكند. و بعضى گفتهاند كه اين از باب قلب است، يعنى كلمه طيّبه رفع عمل صالح مىكند. و مراد از كلمه طيّبه شهادتان است.
«بما تخفى الصّدور و الجوانح»
جوانح- به جيم و نون- استخوانهاى پهلوى نزديك به سينه است.
«الّذى طرح للسّباع فخلّصته من مرابضها»
طرح به صيغه مجهول است، و مرابض- به باء به يك نقطه و ضاد نقطهدار- مواضع استقرار درندگان را گويند كه شير و پلنگ و ببر را در آنجا نگاه مىدارند. و اين فقره اشاره است به آنچه ارباب سير و تواريخ از خاصّه و عامّه نقل كردهاند كه: خليفه عباسى را در
[١] ص ٢٦٨.
[٢] سوره فاطر: ٣٥- آيه ١٠.