منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٢ - فصل دوم دعاى هنگام وضو و تفسير مفردات آن
يده اليسرى فقال: اللّهمّ لا تعطنى كتابى بشمالى، و لا تجعلها مغلولة الى عنقى، و اعوذ بك من مقطّعات النّيران. ثمّ مسح رأسه فقال: اللّهمّ غشّنى رحمتك و بركاتك. ثمّ مسح رجليه فقال: اللّهمّ ثبّتنى على الصّراط يوم تزلّ فيه الأقدام، و اجعل سعيى فيما يرضيك عنّى. ثمّ رفع رأسه ٧ و نظر الى محمّد و قال: يا محمّد من توضّأ مثل وضوئى، و قال: مثل قولى خلق اللَّه له من كلّ قطرة ملكا يقدّسه و يسبّحه و يكبّره فيكتب اللَّه له ثواب ذلك الى يوم القيامة.
ترجمه كلام بلاغت فرجام امام ٧ آنكه «گفت: نشسته بود روزى امير المؤمنين ٧ با فرزند خود محمّد حنفيّه- رضى اللَّه عنه- كه گفت: اى محمّد بياور از براى من ظرفى از آب تا وضو سازم از براى نماز. پس محمّد حنفيه امتثال امر پدر بزرگوار نموده از براى وضوى آن حضرت آب آورد پس حضرت امير المؤمنين ٧ برداشتند از آن آب به دست راست خود و بر دست چپ ريختند و در آن حين اين دعا خواندند:
بسم اللَّه و الحمد للَّه الّذى جعل الماء طهورا و لم يجعله نجسا.
يعنى «تبرّك مىجويم در ابتداى اين فعل به نام پروردگار خود، و سپاس و ستايش مر خداى را كه گردانيد آب را پاك و پاككننده تا به آن خود را از آلايش خبث و نكايت حدث پاك سازيم، و نگردانيد آن را نجس كه ما نتوانيم خود را به آن پاك ساخت». گفت بعد از آن، حضرت استنجا فرمودند، يعنى در مقام تطهير عورتين در آمدند و در آن حين مرتكب خواندن اين دعا شدند:
اللّهمّ حصّن فرجى، و اعفّه، و استر عورتى، و حرّمنى على النّار.
يعنى «بار خدايا نگاه دار عورت مرا از ملامست به بدن نامحرم، و نظر افتادن غير بر آن، و بپوشان عورت مرا از چشم مردم، و حرام گردان مرا بر آتش دوزخ تا نتواند مرا دريافت، به توفيق اجتناب از معاصى و اشتغال به عبادت و طاعت تو». گفت