منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٦٨ - توضيح تفسير مفردات دعاهاى مذكوره
|
اى بر سرير كنت نبيّا نهاده پاى |
و آدم هنوز بوده مخمّر به ماء و طين |
|
پس ابراهيم چون اسبق تواند بود؟ و به اين كلام خير انجام ظاهر شد كه توجيه مذكور وجهى ندارد. و همچنين ضعيف مىشود توجيه ثانى كه «مراد تشبيه آل است» به اينكه در جواب گفته شود كه: تشبيه آل خلاف متبادر به افهام است زيرا كه سؤال آن جماعت از كيفيّت صلوات بر حضرت رسالت ٦ بود نه از كيفيّت صلوات بر آل آن حضرت ٦. و بعضى اين تشبيه را توجيهات ديگر كردهاند كه بعضى از آن توجيهات را ما در كتاب «حبل المتين» در مبحث تشهّد سمت انتظام دادهايم، اگر اعلام مطلوب باشد رجوع به كتاب مذكور بايد نمود كه به اجلى وجه ظاهر خواهد شد. و منه الاستعانة و التّوفيق، و بيده أزمّة التّحقيق.
توضيح: [تفسير مفردات دعاهاى مذكوره]
مناسب نمود بيان آن چيزى كه در فصل مذكور واقع است و محتاج به بيان است. پس مىگوئيم كه: ارباب تفسير در تفسير آيه كريمه: رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً[١]، كه در سوره شعرا در حكايت دعاء ابراهيم- على نبيّنا و عليه الصّلاة و السّلام- واقع است گفتهاند كه: مراد از حكم، حكم به حق است، يعنى طلب ابراهيم ٧ از حضرت عزّت آنست كه حق- سبحانه و تعالى- او را حاكم به حق سازد تا احكام شرعى را ميان مردمان بر وجهى كه مطابق نفس الامر بوده باشد جارى دارد، چه شك نيست كه اجراى حكم در ميان خلايق بر نهجى كه مطابق حق و موافق رضاى خالق بوده باشد افضل عملها تواند بود، پس مقصود حضرت خليل- عليه صلوات اللَّه الملك الجليل- آنست كه افضل اعمال را كه حكم به حق است به او كرامت كند و او را از آن عطيّه عظمى بىبهره ندارد.
و بعضى ديگر چنين تفسير كردهاند كه: مراد از حكم در عبارت ابراهيم ٧
[١] سوره شعراء: ٢٦- آيه ٨٣.« پروردگارا ببخش بمن حكمى را».