منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٨٦ - آداب ركوع
و حديث زراره نيز دلالت بر آن دارد چنانچه مختار شيخ- قدّس سرّه- است خالى از وجهى نيست- و اللَّه أعلم».
و بعد از آن بايد گفت دعائى را كه روايت كرده است ثقة الاسلام در كتاب «كافى» بسند صحيح از حضرت بحق ناطق امام جعفر صادق ٧ كه:
اللّهمّ لك ركعت، و لك اسلمت، و بك آمنت، و عليك توكّلت، و انت ربّى، خشع لك سمعى و بصرى و شعرى و بشرى و لحمى و دمى و مخّى و عصبى و عظامى و ما اقلّته قدماى غير مستنكف و لا مستكبر و لا مستحسر.
[خداوندا براى تو ركوع كردم، و تسليم تو شدم، و به تو ايمان آوردم، و بر تو توكل نمودم، و تو پروردگار منى. گوش و چشم و مو و پوست و گوشت و خون و مغز و پى و استخوانهاى من و هر آنچه كه قدمهايم به روى خود برداشته (تمامى اعضا و جوارح من) براى تو خاشع و فروتن است، در حالى كه نه عار دارد، و نه متكبر است و نه خسته و ملولشونده].
و بعد از آن بگوئى:
سبحان ربّى العظيم و بحمده.
[منزه مىدانم پروردگار بزرگ خود را منزه داشتنى شايسته در حالى كه در اين تنزيه از حمد او كمك مىجويم].
و بايد كه اين تسبيح را هفت بار يا پنج بار يا سه بار بگوئى. و بعد از آن راست بايست چنان كه همه اندام تو بر قرار ايستد، و بگوى:
سمع اللَّه لمن حمده.
[خداوندا اجابت كند آن كس را كه او را ستايش نمود].
و بعد از آن همچنان كه ايستادهاى تكبير بايد گفت، و بعد از آن از روى خضوع و خشوع تمام براى سجود سرازير رو.
مترجم گويد: «ببايد دانست كه مراد به خشوع، فروتنى نمودن و خوار