منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٧ - تبصرة تحقيق در تشخيص فجر ثانى
مخروط تحت الأرض واقع شود، و هوائى مستضىء از آفتاب، محيط به جميع جوانب آن مخروط خواهد بود به نوعى كه از جميع جوانب او در آمده باشد، پس روشن مىشود جوانب آن سايه به آن هواى مستضىء به آفتاب، نهايتش چون روشنى هوا از غير حاصل شده و مستعار است ضعيف است، و آنقدر قدرت و حالت ندارد كه در جميع جوانب مخروط نفوذ كند و آن را روشن و مستنير گرداند، بلكه هر چند كه بعد آفتاب از هواى مستضىء زياده شود ضعف هوا از استضاءه زياده شود.
پس هر گاه كه هواى مذكور در وسط مخروط بوده باشد نهايت تاريكى خواهد داشت، پس هر گاه آفتاب نزديك شود به افق شرقى مايل خواهد شد ظل مخروط از سمت الرّأس، و نزديك خواهد شد اجزائى كه در حواشى ظلّ است و روشنى گرفتهاند از روشنى هواى روشن به چشم مردم، و در آن اندك قوّتى بهم خواهد رسيد، پس نزد طلوع فجر نمودار خواهد شد. و برين تقدير هر قدر كه آفتاب نزديك به افق خواهد شد زياده خواهد شد نزديكى روشنى نهايات ظل به قوّه باصره، تا آنكه آفتاب طلوع كند.
و اوّل روشنائى كه ظاهر مىشود نزديك به وقت صبح روشنىيى خواهد بود دراز و باريك به شكل عمودى، و اين روشنى را «صبح كاذب» نامند و آن را تشبيه به دم گرگ كنند به سبب باريكى و درازى آن، و همچنين اين روشنى را صبح اول نامند به سبب آنكه مقدم بر صبح دوم است، و «كاذب» از جهت آن گويند كه افق هنوز بر ظلمت خود باشد، و اگر چنانچه راستگوى بودى كه نور او نور آفتاب است مىبايست كه آنچه نزديكتر به آفتاب است روشن شدى نه آنچه دورتر است، و روى زمين بر ظلمت خود باقى نماندى.
بعد از آن زياده مىشود اين روشنى در طول و عرض تا آنكه منبسط مىگردد در عرض افق مانند نصف دايره، و اين روشنى منبسط در افق طولا و عرضا را