منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٢٨٦ - توضيح تفسير مفردات دعاهاى مذكور
سامره بركه عظيمى پر از درندگان بوده، و هر كس را كه خليفه غضب مىكرد و در آن بركه مىانداختند في الفور او را از هم مىدريدند، و آن بركه را بركة السّباع مىناميدند.
خليفه روزى غلامان خود را فرمود كه: شبى از شبها فرصت يافته امام حسن عسكرى ٧ را در آن بركه اندازند، خادمان به گفته او عمل نموده شبى امام ٧ را در بركه انداختند. چون روز شد و احوال امام ٧ معلوم كردند ديدند كه آن حضرت به نماز قيام نمودهاند و درندگان از چهار طرف آن حضرت در نهايت تذلّل و فروتنى دستها بر زمين فرش كرده سر در پيش انداختهاند. خليفه از كرده خود منفعل شده، امر كرد كه امام ٧ را از آنجا بيرون آوردند.
«و امتحن بالدّوابّ الصّعاب»
امتحن مبنى بر مفعول است. و درين فقره نيز اشاره است به آنچه در سير و تواريخ مذكور، و در السنه و افواه مشهور است كه: خليفه را استر چموشى بود كه هيچ كس را قدرت بر لجام كردن و زين نهادن و سوار شدن او نبود. روزى حضرت عسكرى ٧ به رسم زيارت به ديدن خليفه آمد، خليفه روى به امام ٧ كرده گفت: يا ابا محمّد التماس دارم كه شما اين استر را لجام كنيد و زين برو گذاريد.
حضرت في الحال از جاى خود برخاسته دست مبارك خود را بر كفل استر ماليدند، در حال استر به عرق افتاد به نوعى كه از هر موى آن استر قطره عرقى روان گرديد و در نهايت تذلّل و فروتنى شد. حضرت در دم لجام بر سرش كرد و زين بر پشت او نهاد و سوار شده در ميان سراى خليفه به هر طرف گردانيد و دوانيد، بعد از آن فرود آمد. خليفه تعجّب بسيار نموده از شرمندگى كه او را حاصل شده بود آن استر را به امام ٧ بخشيد.
«و تفضّل علىّ بالمياسرة اذا حاسبتنى»
تفضّل، فعل مضارع است كه در اصل تتفضّل بوده، تاء اول را حذف كردهاند، و المياسرة- به ياء دو نقطه